اندر حکایت غیب گویی رئیس شورای شهر تهران و مجلس خرما خوران ایشان - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار؛در مجلسی سخن غیب گوییِ ایشان پیش آمد ، رندی از سرزمین سیستان و بلوچستان سخن براند که این مرد را بفرمایید در اوج قحطی و فقر آنچه که در فراوانی داشته ایم ، خرما بوده  و هر آن خرمایی را که شما در سفره خویش به فخر می گذاشتید و پُز می دادید ما آن خرما را جلوی بُز می گذاشتیم ، زیرا همیشه بهترین خرما را نوش جان می کردیم.

دیگری خروش بر آورد و فریادی بر سر ما زد که ای قلم بدست چیزی بگو، چیزی بنویس که گفتن در این لحظه به حد جان  لازم است  و در نیاز.

گویی آتشی بر خرمن ذوق  ما زد که چند بیتی تقدیم شد:

عزیز ِمهربان ِدل ،رئیس شهر تهرانی/

میان خواب زیبایت، عجب خوش قصه می خوانی/

کنار دست حق بینت ،چه ” املاکی ” فنا  گردید/

تو دیدی هسته خرما ،درون چاه کنعانی/

مثال فقر و بدبختی فقط از ما مثل گویی!!! /
برو حاشیه ء تهران، کمی از قصه می دانی/
.
.

حواشی طنز امروزت ، ادب دارد ،نمی دانم/

واگرنه هسته خرما ،شیافی می شود آنی/

نویسنده : عبدالرحمن حواشی