بروکراسی اداری مانعی بزرگتر از تغییر اقلیم برای احیای تالاب هامون!!! - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار ، دریاچه بین‌المللی هامون سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه کاسپین (خزر) و دریاچه ارومیه، هفتمین تالاب بین‌المللی جهان و یکی از ذخیره گاه های زیست کره در ایران است.

رودخانه هیرمند شریان اصلی ورود به هامون و رودخانه‌های خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان به هامون می‌ریزند.

وسعت دریاچه هامون در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه متعلق به افغانستان است. با این اوصاف، دریاچه هامون وابسته به رودخانه هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

تالاب هامون در چهارمین کنگره جهانی ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره که روزهای پایانی سال ۱۳۹۴ در لیما پایتخت پرو برگزار شد، توسط یونیسکو به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره ثبت شد.

ادارت آب منطقه ای ( امور آب سیستان) ، محیط زیست ، جهاد کشاورزی ، شیلات و دانشگاه زابل در بحث تالاب هامون دخیل هستند. اما آب منطقه ای سیستان و بلوچستان و اداره کل محیط زیست استان نقش محوری در بحث تالاب هامون به عهده دارند.

اگر گریزی به اواسط دهه هشتاد ماقبل از اجرای طرح های دیوار و خاکریز مرزی و همچنین آبگیری چاه نیمه چهارم بزنیم تالاب هامون وضعیتی به مراتب مطلوبی داشته است.

ابتدای یادداشتم به بررسی آمار ها میپردازم:

گنجایش چاه نیمه اول ، دوم و سوم تقریبا ۹۰۰ میلیون متر مکعب.

گنجایش چاه نیمه چهارم ۷۰۰ میلیون متر مکعب بدون خروجی آب، مساحت چاه نیمه چهارم از سه چاه نیمه اول بیشتر و عمق کمتری دارد.

میزان تبخیر آب سالانه ۳۰۰ میلیون متر مکعب.

میزان آبی که به زاهدان منتقل میشود ، ماکزیمم ۳۰ میلیون متر مکعب.

میزان آب مصرفی پنج شهرستان سیستان بعلاوه زاهدان تقریبا ۱۵۰ میلیون متر مکعب.

حق آبه محیط زیست ابتدا ۳۰ میلیون متر مکعب بعد ها به ۶۰ میلیون متر مکعب افزایش یافت و قرار است این حق آبه به ۱۲۰ میلیون متر مکعب برسد ، در خوشبیانه ترین حالت طبق اقرار مدیران محیط زیست استان ، این اداره تنها موفق به دریافت ۴۰ میلیون متر مکعب آن هم با رایزنی استاندار با آب منطقه ای شده است.

با توجه به آمار های بالا که از منابع غیر رسمی به دست آمده ، آبگیری چاه نیمه چهارم به هیچ عنوان منطقی نبوده و نیست.

طبق تصاویر ماهواره ای پس از هدایت آب به طرف چاه نیمه چهارم و آبگیری آن به مرور تالاب هامون از بین رفته است. البته به اینجا ختم نمیشود ، بخشی از پایتخت سیزدهمین ساتراپ هخامنشی (دهانه غلامان) زیر آب های چاه نیمه چهارم نابود شده است.

با توجه به آمار؛ آب های ذخیره شده در تالاب یک ، ۲ و سه کفاف آب مصرفی را داده و تاکنون نیز از همین سه منبع آب مصرفی تامین میشده ، زیرا اصلا چاه نیمه چهارم فاقد هیچگونه خروجی آب است.

البته برخی معتقدند که چاه نیمه چهارم سوپاپ اطمینان مصرف آب شرب مردم برای زمان خشکسالی بوده اما از اواخر دهه هشتاد تا حال میزان ورودی سالانه آب به سیستان مینیمم آن ۷۰۰ میلیون متر مکعب و ماکزیممش با توجه به آمار غیر رسمی و بررسی تصاویر های ماهواره ای بیش از سه و نیم میلیارد متر مکعب بوده است. پسر تئوری سوپاپ اطمینان چاه نیمه چهارم برای  مصرف شرب آب مردم دور از منطق است.

اگر مدیریت صحیحی وجود داشت میبایست با لایروبی ،عمق چاه نیمه های سه گانه افزایش می یافت تا میزان بیشتری آب درونش جای میگرفت نه این که با هزینه های هنگفت فقط به محیط زیست ، میراث کهن و هویتی و معیشت مردم آسیب زده میشد.

امور آب سیستان به جای اجاره دادن ماشین آلات لایروب سیستان به عسلویه و کنارک میتوانست چاه نیمه های سه گانه را لایروبی و عمق آنان را افزایش دهد.

دولت یازدهم مقرر شده طرح آبیاری مزارع با لوله را از طریق آب چاه نیمه چهارم تامین کند. این بدین معناست که یک دهه فقط تبخیر آب داشتیم فارغ از آسیب های جبران ناپذیر به تالاب هامون.

تالاب هامون در شمال استان سیستان و بلوچستان و در منطقه سیستان واقع شده‌ است .این دریاچه از سه دریاچه کوچک به نام‌های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هیرمند تشکیل شده ‌است که در زمان فراوانی آب به هم می‌پیوندند و دریاچه هامون را تشکیل می‌دهند.

آمارها حجم آب تالاب هامون را در زمان پرآبی بین ۹ تا ۱۲ میلیارد متر مکعب نشان میدهد. سه و نیم میلیارد متر مکعب یا کمتر توانایی احیای یکی از تالاب های سه گانه هامون را نداشته ؟ یا سوء مدیریت منابع آبی مانع تحقق این مهم شده است؟

مدیرکل سابق محیط زیست برای احیای تالاب هامون از مدیریت یکپارچه سخن میگفت. که متاسفانه باخودکامگی برخی مدیران این امر تحقق نیافت.

آب منطقه ای سیستان و بلوچستان مجری نگهداری و انتقال آب های ورودی و سطحی منطقه سیستان بوده و هست. در سنوات گذشته حتی از دادن حق آبه مصوب محیط زیست شانه خالی میکرد چگونه با این وضع بروکراسی اداری مدعی هستیم که جهت احیای تالاب هامون تلاش می کنیم؟ اگر تلاشی در کار است تلاش واهی است.

با رفتن مدیرکل سابق آب منطقه ای خرسند شدیم اما آمدن مدیرکل جدید مایوسمان کرد. نقش استاندار سیستان و بلوچستان و رئیس کارگروه سیاست گذاری آب استان دقیقا چیست؟ اگر مدیران کار کارشناسی یاد ندارند چرا از کارشناسان خبره مشاوره نمیگیرند؟ درست است در کشورمان مشاروها عناوینی زینتی هستند اما باور کنید سیستان دیگر محل آزمون و خطا نیست.

سال ۹۳ محیط زیست استان طرح احداث کانال تقریبا ۱۳ کیلومتری جهت انتقال آب از هامون صابری به هامون هیرمند را در دستت اجرا داشت، ابتدای طرح با چالش های جدی از نوع بی قانونی مواج شد، جهاد کشاورزی در گذشته بخشی از اراضی کف تالاب را به مردم واگذار کرده بود و از همه جالتر مالکان زمین ها اسنادی را می آوردند که اراضی کف تالاب هامون میراث اجدادی آن ها بوده است!!

کارگروه سیاست گذاری آب استان باید یک نهاد را مسئول احیای تالاب هامون کند و از آن نهاد گزارش عملکرد بخواهد. البته اگر گزارش عملکرد صرفا روی برگه باشد قطعا مثمرثمر نخواهد بود.در کنار گزارش عملکرد نظارت دقیق و کارشناسانه ای باید صورت گیرد.

ثبت تالاب هامون به عنوان ذخیره گاه زیست کره اقدامی تحسین برانگیز از جانب دولت یازدهم بود زیرا تالاب هامون نسبت به سایر تالاب های خشکیده یا در معرض خشک شدن از این لحاظ عقب تر مانده بود. اما این مهم دلیلی بر کنار نزدن سایر موانع نیست.

احیای تالاب هامون شدنیست. مدریت یکپارچه می خواهد و اندکی ذکاوت و ابتکار عمل، فارغ از بروکراسی اداری…

همانطور که تدوین سند چشم انداز آب استان مدیریتی یکپارچه را میطلبد. اما گویا این مهم برای کسی اهمیتی ندارد؟!کیان عابدی

اینکه ایران رو به خشکی است حرف یاست غیر قابل انکار ، اما مرتبط دانستن تالاب هامون به سایر تالاب های مرده ایران از هر لحاظ نوعی فرافکنی محسوب می شود.

سیستان بدون هامون بی معناست.

به امید آبادانی سیستان…

نویسنده : فرشید عابدی