- 28 شهریور 1394
- کد خبر 9501
Print This Post
سایز متن /
نی زار : اوضاع و احوال سیستان و باشندگان صبور آن پس از گذشت بیش از شانزده سال خکسالی، آن قدر بغرنج و پیچیده است که امید چندانی برای مرتفع شدن مشکلات ناشی از خشکسالی، آن هم با تکیه بر برنامه های عادی و اعتبارات اندک استانی نیست و از همین روست که سفر مقامات عالی پایتخت نشین به عنوان روزنه امیدی شناخته می شود. و اینک که در آستانه سفر معاون اول رئیس جمهور به سیستان قرار داریم این امیدها بیشتر شده است، سفری که البته پیش از آن که انجام پذیرد با حاشیه همراه شد و آن هم جریان رهاسازی آب به دریاچه هامون بود. افکار عمومی عامه مردم که این روزها به مدد شبکه های پیام رسان مجازی به سهولت و سرعت انتشار می یابد حاوی این نکته بود که رهاسازی آب آن هم چند روز قبل از این سفر، برنامه ای سیاسی ست و افراد و گروه های خاصی اهداف خود را از این اتفاق دنبال می کنند. در صورتی که طبق سخنان و اسناد ارائه شده از سوی مدیر کل محیط زیست استان، رهاسازی آب طبق برنامه قبلی و حقآبه هامون از مخازن چاه نیمه بوده که پس از چندین سال موفق به گرفتن آن شده بودند و هیچ ربطی به سفر معاون اول رئیس جمهور ندارد. اگرچه طبق اسناد ارائه شده و زمان بندی اعلام شده از طرف ایشان پذیرش این امر ساده به نظر می رسد اما این نکته نیز باید اشاره شود که اگر اطلاع رسانی شفافی قبل از این رهاسازی از سوی مراجع مربوطه صورت می گرفت شاید امروز با چنین هجمه ای روبرو نمی شدیم، با این حال مراد از این یادداشت واکاوی علل وقوع این هجمه رسانه ای نیست و در این فرصت اشاره ای کوتاه خواهم داشت به آن چه بر سیستان رفته است و نکاتی برای برون رفت از این اوضاع ارائه می شود.
همین ابتدای کار به معاون اول رئیس جمهور و هیئت همراه ایشان به زبان و رسم خودمان خوش آمد می گوییم که “سیستون ما پو انداز شما” و پس از آن این گلایه را مطرح می کنیم که انتظار ما برای بررسی حتی اجمالی و کوتاه مشکلات سیستان بیشتر از یک سفر کوتاه سه یا چهار ساعته بوده و هست و ای کاش یک روز کاری را برای این سفر اختصاص می دادید، چه آن که می دانیم در این زمان کوتاه هیچ گاه نمی شود آن چه را که بر ما رفته است به گوش شما برسانیم. با این حال و با علم به این که تغییر زمانبندی این سفر در شرایط فعلی امکان پذیر نیست حضورتان را مغتنم شمرده از شما تقاضا داریم که در بازگشت به پایتخت زمان بیشتری را برای رسیدگی به مسائل سیستان اختصاص دهید.
قبلا و طی یاداشتی تحت عنوان “از بین رفتن اشتغال، میراث شوم خشکسالی های سیستان ” اشاره کرده بودیم که خشکسالی های متداوم سیستان بیشترین خسارت را به بخش اشتغال سیستان وارد کرده است که عمده آن بر پایه کشاورزی بوده است و همان جا هم یادآور شده بودیم که امروزه و با تغییر شرایط مختلف، دیگر نمی توان انتظار داشت که همه جمعیت عظیم جویای کار سیستان را به طرف کشاورزی سوق داد و با بهبود شرایط کشاورزی، نرخ افراد صاحب شغل را در سیستان بالا برد. اگرچه توجه به کشاورزی و توسعه کشاورزی نوین باید به طور اساسی مورد پیگیری قرار گیرد اما باید زمینه های دیگری نیز برای اشتغال در این منطقه فراهم شود تا از مهاجرت فزاینده مردم سیستان جلوگیری شود. تجربه ثابت کرده است که اگر زمینه اشتغال به غیر از کشاورزی وجود داشته باشد، تبعات منغی خشکسالی کمتر دیده می شود، کسانی که سال های گذشته در سیستان بود و باش داشته اند به خوبی می دانند که روند مهاجر فرستی سیستان، نه از آغاز وقوع خشکسالی ها، بلکه از زمانی آغاز شد که دیوار مرزی ایجاد گردید.
قبل از احداث دیوار مرزی اکثر مردمی که درآمدشان به دلیل عدم کشت و زرع به صفر رسیده بود با تکیه بر “تجارت چمدانی” کسب و کار جدیدی پیدا کردند و از این راه امور زندگی آن ها برقرار بود ولی پس از کشیده شدن این دیوار و از بین رفتن این امکان، هیچ راهی پیش پای خود به جز کوچ کردن نمی دیدند و درست از همین زمان بود که عمق فاجعه خود را هر روز بیش از روز قبل نشان می داد. این تجربه نشان می دهد که در صورت ایجاد زمینه های شغلی دیگر می توان از تبعات خشکسالی کاست. البته این مهم در صورتی ثمربخش خواهد بود که امکان بهره گیری از آن برای همه مردم فراهم شود، آن گونه که “تجارت مرزی” و “تجارت چمدانی” این امکان را به مردم می داد. شاید اشاره به این موضوع خالی از لطف نباشد که امکان بهره برداری به صورتی بود که حتی کسانی که اندک سرمایه ای هم نداشتند، اوراق هویتی خود و اعضای خانواده خود را وجه الضمان خرید جنس قرار داده و پس از فروش اجناس در شهرهای دیگر هم بدهی خود را بابت خرید اجناس پرداخت می کردند و هم خود به سودی می رسیدند. ولی امروز نه چنین امکانی وجود دارد و نه کارت های مرزنشینان صادر شده برای افراد چنین فضایی را در اختیار مردم قرار می دهد.
واقعیت این است که علاوه بر اشتغال، خشکسالی در سایر حوزه ها هم باعث آسیب های فراوان شده است که باید برای بهبود این آسیب ها هم برنامه ریزی دقیق و مدونی صورت گیرد. برنامه ریزی هایی که البته باید به صورت متمرکز بوده و ضمن پرهیز از بخشی نگری، همه این حوزه ها را در بر گیرد.
در این چند سال گذشته که پیامدهای منفی خشکسالی بیشتر خود را عیان کرده است هر از چند گاهی پیشنهاداتی شنیده می شود که بیش از آن که عملی و مفید باشد برد تبلیغاتی داشته و مردم را چند صباحی مشغول داشته است. از آن جمله است: طرح انتقال آب از دریای عمان، ایجاد منطقه آزاد تجاری، صرف نظر کردن از دریاچه و ایجاد پوشش گیاهی و جنگل مصنوعی در بستر دریاچه، سنگ چینی بستر دریاچه و کانون های انباشت شن های روان و چندین طرح و نظر دیگر. ولی پرسش اساسی که می توان در این زمینه مطرح نمود که این طرح ها بر اساس کدام امکان سنجی ارائه می شود و “هزینه – فایده” هر کدام از این طرح ها چیست؟ به عنوان مثال اگر آب شور دریای عمان را فقط با هدف زیر آب بردن بستر دریاچه انتقال دهیم باید چه مقدار هزینه صرف آن کنیم و آیا شوری آب تاثیر منفی بر زمین های اطراف خود و ساختار تالاب دارد یا خیر؟ و حتی اگر بخواهیم آب دریا را تصفیه و شیرین سازی کنیم و آب شیرین را به دریاچه انتقال دهیم چه مقدار آب روزانه باید تصفیه شود که کمبود آب ناشی از تبخیر را پاسخگو شود و تازه در صورتی که برای این پرسش ها هم پاسخی منطقی و عملی وجود داشته باشد چگونه از انتقال آب به بخشی از هامون که در افغانستان قرار دارد باید جلوگیری کنیم؟
تمام این پرسش های احتمالا بی پاسخ ما را به یک نکته رهنمون می سازد و آن هم این که برنامه های جبران خسارات خشکسالی، احیای هامون و توسعه سیستان باید در یک ستاد متمرکز بررسی شود و پس از رسیدن به یک نتیجه کارشناسی شده، عملیاتی شود، به عبارتی دیگر باید یک نقشه راه کلان در این زمینه فراهم گردد که از بخشی نگری و تفکر جزیره ای به دور باشد. چیزی که هم اکنون فاقد آن هستیم و اگر هم وجود دارد دست کم تا کنون نتیجه اجرایی نداشته است. به بیانی باز هم ساده تر امروز و پس از گذشت چندین سال از خشکسالی هنوز نمی دانیم که آینده سیستان را با تکیه بر آب تصور کنیم یا بدون آن، هنوز برنامه ای اساسی برای ایجاد اشتغال و یا تغییر الگوی اشتغال در دست نداریم و به طور قطع نمی توانیم پیش بینی کنیم که آینده هامون چگونه خواهد بود و از همین روست که طراحی نقشه راه بیش از پیش اهمیت می یابد. اگرچه که بوروکراسی اداری تهیه چنین نقشه ای را بسیار زمانبر می سازد اما ناگزیر از تهیه آن هستیم و به همین دلیل پیشنهاد می شود که در مجموعه دولت ستادی تحت عنوان “احیای سیستان” یا چیزی همانند آن تشکیل شود و اراده خود را بر تسریع کار آن هم مبتنی بر کار جهادی قرار دهد تا شاهد برون رفت سیستان از این وضعیت باشیم. ستادی که در آن نمایندگانی از همه دستگاه های مربوطه از وزارت امور خارجه برای پیگیری حقآبه سیستان گرفته تا محیط زیست و صنعت و معدن و تجارت و کشاورزی و غیره حضور موثر داشته باشند و برنامه های توسعه سیستان را به صورت ویژه پیگیری نمایند.
جناب آقای جهانگیری با عنایت به جایگاه ویژه و شایسته جنابعالی در دولت تدبیر و امید در آخر کلام و به طور موجز این را اشاره می کنم که ماندگاری برخی از افراد در سیستان به سبب آن است که “پایِ رفتن ندارند وگرنه برای کمتر کسی “دلِ ماندن” باقی مانده است و اگر خدای ناکرده پاهایی برای قرض گرفتن مهیا کنند آنگاه برای تامین امنیت این گوشه از کشور که همجوار یکی از بی ثبات ترین کشورهای دنیا نیز هست باید هزینه و وقت ایجاد یک شهر پادگانی را متحمل شوید در حالی که مردم صبور، قانع و بلند نظر سیستان با حضور بی منت شان از این “تنگه احد” پاسداری می کنند.
از همین رو دوباره و بسیار کوتاه تر خدمت تان عرض می شود: سیستان را دریابید.



