- 27 اسفند 1393
- کد خبر 6293
Print This Post
سایز متن /
نی زار : سیستانیها بر پایهی ویژگیهای قومی ملّی و مذهبی خود، آیینهای ویژه دارند، که با وجود همسانیهایی با فرهنگ مردم نقاط دیگر کشور، با ویژگیهای خاصی همراه است.
برخی از ویژگیهای اخلاقی مردم این منطقه در تاریخ سیستان، چنین آمده است:
«عامه سیستان،علم دوست باید که باشد ، مردان آن مرد، و زنان آن پاکیزه و با حمیت، چنان که آنان را به دیگر جای اندر پاکیزگی یار نباشد، هرچه از آن سگزی/ سیستانی خالص باشد، مگر آن که نه از سیستان باشد (تاریخ سیستان، ۱۳:۱۳۱۴).
۱- پوشاک عید
از یک یا دو ماه مانده به نوروز، مردم به خرید پارچه و دوختن پوشاک عید میپردازند. سیستانیها، چنان به پوشاکِ نو اهمیت میدهند، که گویی تا آماده نشود، نوروز
نمیرسد. همه میخواهند که نوروز جامههاشان نو باشد و سال نو را با دِلِ شاد و رخت نو آغاز کنند.
۲- سبزه
مردم سیستان از اوایل اسفند ماه به سبز کردن سبزه در بشقابها، کاسهها و روی کوزهها میپردازند، به این باور که، اگر چشم ناپاک بر سبزه بیافتد، سبزه قهر
میکند و سبز نمیشود.
۳- خانه تکانی عید
از اوایل اسفند ماه، بانوان و مردان به خانه تکانی میپردازند. در روستاها، گاه دیوار اتاقها وخانهها را گِل میکشند و در شهرها سفید نموده و یا رنگآمیزی مینمایند.
فرشها و گلیمها و پردهها را میشویند و خانه را گردگیری و پاکیزه میکنند.
۴- خوراکی ها و شیرینیهای عید
چند روز مانده به عید نوروز، تنقلات و شیرینی های نوروز را فراهم میکنند. سیستانیها چهار گونه شیرینی و خوراکِ ویژهی نوروز دارند، که با دقت و ظرافت پخته
میشوند.
۱) کلوچهی زابلی : آردِ آمیخته با روغن و شیر را خمیر کرده و لای آن خرما میگذارند و در تنور میپزند.
۲) بورَک : از گونهای سبزی خودرو در گندم زارها به نام «بِجِندک» تهیه میشود، که با سیر و پیاز داغ آمیخته و در خمیر کلوچه جای میدهند و در تنور میپزند.
۳) تجگی : همان سمنو است، که در قلیف / دیگ، پخته میشود (هنری، ۵۱:۱۳۵۳).
۴) نان سال: نانی که با آرد نو و آرد همان سال تهیه می شود و باعث برکت خانه میشود.
۵- چهارشنبه سوری
شبِ آخرین چهارشنبهی سال، بیرون از خانه آتش میافروزند و با پریدن از روی آن، بیماریها و نگرانیهای سال کهنه را به آتش میسپارند، تا سال نو را با آسودگی و
شادی آغاز کنند. کوزه شکستن، اسپند دود کردن، فال گرفتن، و… از باورها و شیوههایی است، که هنوز فراموش نشده است.
۶- پنجشنبهی آخر سال
یکی از آیینهای کهن پیش از نوروز، یاد کردن مردگان است، که به گورستان میروند و خوراک هایی مانند روغن جوشی یا چلبک و خرما برده و به دیگران میدهند.
۷- علفه
سیستانیها، روز پیش از نوروز را علفه/ عرفه یا «روز بی بیحور» مینامند، علفه برای این میگویند که مردگان در این روز آزاد میشوند و به بیابانِ عرفات میآیند. این
باور با آیین فروردگان پیوند مییابد، چنان که روز عرفه را یکی از جشنهای مردگان میشمارند و به خانه ی خانوادههایی که در سال پیش عزیزی را از دست دادهاند
میروند.
این روز را در همهی نقاط ایران، به بزرگداشت «فَروَهرها» و آمادگی برای نوروز و شادی برای رسیدن پیک سبزی و خرمی و زندگی برای سال دیگرشان می گذرانند.
۸- سفرهی نوروزی
از مهمترین سُنّتهای نوروزی است، که در سرتاسر ایران زمین،گسترده میشود، که هر یک از چیزهای نهاده بر آن، نشانهای از زندگی است و بینشی که انسان ایرانی
بر محیط خود دارد. سرشناسترین خوان نوروزی «سفرهی هفت سین» میباشد، که در سیستان کاربرد دارد.
همهی افراد خانواده به هنگام سال تحویل، بر سر سفرهی نوروزی مینشینند. این خوان، مجموعهای است از آن چه که در زندگی به آن نیاز دارند.
۹- نوروز
جشن نوروز/ جشن فروردین/ بهار جشن، جشنی است، که از روز هرمزد (روز نخست) از ماه فروردین آغاز میشده و تا مدتی پایدار بوده است. این جشن، از بزرگترین
جشنهای ملّی ایرانیان، ازجمله مردم سیستان است. برتری این جشن نسبت به جشنهای دیگر، برای آن است، که در هنگام جوانی جهان بر پا میشود، یعنی نوید
دهندهی نو شدن زمان و به پایان رسیدن عمر زمستان و به گفتهی ابوریحانِ بیرونی «پیشانی سال نو» است (صفا، ۶۳:۱۳۵۵).
در سیستان همهی مردم به جشن نوروز پایبند و علاقهمند هستند. چند روز به خوشی و سرور میپردازند، پوشاک نو میپوشند، میرقصند و اسپند دود میکنند.
هنگامی که لحظهی تحویل سال فرا رسید، دور سفره مینشینند و همین که سال تحویل شد، به هم تبریک میگویند و یکدیگر را میبوسند و دعای عید را میخوانند.
۱۰- سیزده بدر
سیزده بدر، آخرین جشن نوروز است. در این روز، مردم سیستان از خانه بیرون میروند و سر به دامان سبزهزارها، چاه نیمه، باغها، کوه خواجه و زیارتگاهها گذاشته و
نحسی سیزده بدر را به بیابان میاندازند و صبحانه و ناهارشان را در باغ، سبزه و کوه میخورند.
مردم در این روز شادی می کنند. سبزههای سبز و خرّمی را که برای نوروز سبز کرده و بر سفرهی نوروزی نهاده بودند، پس از غروب سیزده بدر، به آبِ روان می اندازند.
سرچشمه: پژوهش های دکتر ایرج افشار (سیستانی)



