- 14 اسفند 1393
- کد خبر 6060
Print This Post
سایز متن /
نی زار : آن روزها، یعنی سه دهه قبل، وقتی به وسیلهی جهادسازندگی، به روستاییان سیستان خدمتی عرضه میشد، دعاهایی در حق ما میکردند که از دعای مردم سایر نقاط کشور، متمایز بود. یکی اینکه میگفتند: «خدایا هر جا بَشی، اووِ تو خنَکُ نونِ تو گرم بَشَه» و دومین دعایشان این بود که: «خدا شمَه رَه کورگزِ سوزِ بوکنَه»
این دومی، فکرم را به خودش مشغول کرده بود تا اینکه یک روز که در حال احداث یک جاده در روستایی بودیم، متوجه شدیم تعدادی از روستاییان در محلی که بلدوزر کار میکرد، مانع کار او شدهاند، علت را که جویا شدیم، گفتند، نمیگذاریم این درخت کورگز را قطع کنید، جاده مشکل اساسی ما است، اما این درخت برای ما مقدس و زیارگاه ما به حساب میآید. نگاهی به درخت انداختیم، تقریباً به همهی شاخههای این درخت، با تکه پارچههایی دخیل بسته بودند.
به هر کدام از زیارگاههای سیستان که میروید، آثار یک یا چند درخت کورگز کهن را میبینید که به آنها پارچههایی بسته شده است، از این قبیل میتوان از زیارت ابوالفضل(ع) در روستای کرمی، امیرالمؤمنین در روستای خمک، مرتضی علی(ع) در قلعه نو، بیبیدوست در قاسمآباد و زیارت خواجه در بلندترین نقطهی کوه خواجه یاد کرد.
این نوع نگاه به این درخت با عظمت را نه تنها در بخش ایرانی سیستان بلکه در آن سوی مرز یعنی در بخش افغانی سیستان، در زیارتگاهی به نام امیران صاحب در ولایت نیمروز افغانستان نیز میتوان مشاهده کرد.
وقتی به منابع ادبی مراجعه میکنیم، میبینیم، این درخت کهن، رمز و رازی در اعتقادات و باورهای مردم منطقه دارد، همین منابع، زبان به سخن گشوده و چنین بیان کردهاند: «در سیستان قدیم، وقتی دختر جوانی از دنیا میرفت، قبل از دفن، او را با درخت گزی عقد میبستند تا به این گونهی نمادین، نقش باروری او را با درخت گز که نماد زایندگی بود، عینیت بخشند و این نارسایی را جبران کنند.»
همین متون ادبی، در اسطورههای ملی ما نیز برای گز، نقشی اساسی رقم زدهاند، آنجا که این درخت به اندیشهها و افکار زاییدهی استبداد پایان میدهد و رستم را به عنوان نماد پهلوانی و آزادگی معرفی میکند.
باید با خواندن این چند سطر پی به اهمیت این درخت کهن و نقش حیاتی آن در زندگی دلبستگان به این دیار اسطورهای برده باشید. نگاه مردم، حکایت از تقدس درخت به ویژه درخت کورگز دارد.
همهی افراد مقدس و مکانهای مقدس، پناهگاه و منجی انسانها به حساب میآیند، حال به شهادت اعتقادات مردم نسبت به این درخت،چگونه از بین همهی درختان دیگر، پناهگاه و نجاتدهندهی مردم این خطه گردیده است؟
گز از درختچههای مناطق بیابانی و شور است. این گیاه اغلب در بستر آبراههها و رودخانههای شور و قلیایی نواحی خشک رویش دارد و گیاهی مقاوم به خشکی و سازگار با شرایط سخت بیابان است. در برابر تغییرات دمای هوا مقاومت زیادی دارد. درختی کهنسال است که به علت رسیدن ریشهاش به آبهای عمیق، عمری طولانی میکند.
بنابراین درخت گز، نماد استقامت، جاودانگی، اقتدار و باروری در منطقهی سیستان است. این درخت از شاخصههای زیست محیطی این منطقه است و جایگاه ویژهای در بین اهالی دارد. در مقابل خاک شور سیستان، سر تعظیم فروآورده، با او دمساز شده، در مقابل گرمای سوزان، با برگهای سوزنیاش مقاومت کرده، قد برافراشته، به اندک مواد غذایی و به مقداری کمتر از آب با هر کیفیتی قناعت کرده، استوار و پایدار باقی مانده و چه بسا تک درختی برای ایجاد سایهای ذیقیمت در دل مناطق کویری، از سایهسار خود به افراد درمانده و بیپناه، از شدت گرما، سرما و طوفانهای سهمگین، بخشیده است.
به هنگام فراوانی، تنه و شاخههای این درخت، انسان را در ساختن خانه و ابزار کار، را یاری داده و از همه مهمتر در دوران نبود تکنولوژی، شاخههای این درخت برای مردم، بند انحراف آب بوده است و از سرعت و شدت بادهای یکصد و بیست روزه کاسته و آنها را دعوت به نرمی با مردم کرده است.
مگر نویسندهی تاریخ سیستان و کارشناسان مسایل سیستان، مشکل اصلی مردم سیستان را در بستن سه بند نمیدانسته و نمیدانند؟ این درخت، هم بند آب را میبسته و هم بند ریگ(ماسه بادی) را.
حال شما خوانندهی عزیز قضاوت کن آیا چنین معجزهای در دل این منطقه، نباید مقدس باشد؟
شمای امروزین، مگر فریادتان از ریزگردها و حرکت شنهای روان به آسمان بلند نیست، مگر خیلی از شماها، دیار دلبندتان سیستان را رها ننموده و در مناطق دیگر به اختیار و یا بهناچار سکنی نگزیدهاید، چرا به این درخت معجزهگر و نقش آن در درمان درد مردم سیستان، نیم نگاهی نمیاندازید؟
قبل از انقلاب، خارجیها برای الگوی کشاورزی سیستان با شرایط اقلیمی خاصش، مزرعهای در کنار گورستان بزرگ ادیمی ایجاد کردند که بعدها به آموزش و پرورش واگذار شد، این الگو، زراعت و باغبانی را در سیستان در بین قطعاتی که به صورت نواری دور آن را درختان کورگز فرا گرفته، تجویز میکند که حقاً تجویزی کارشناسانه است.
علاوه بر آن سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، همواره بر نقش بادشکنهایی که از درخت گز در سیستان احداث میشود، تأکید داشته است و جهادکشاورزی نیز وجود آن را در مرزهای مالکیتی اراضی زراعی سیستان، بسیار مؤثر در افزایش عملکرد و کیفیت محصولات میداند.
ظاهر مطلب این است که اطراف درختان گز، قسمتی از زمین که کارشناسان آن را معادل ۴% سطح زمین زراعی میدانند، زیر کشت نمیرود و به غلط بعضی کشاورزان، از این جهت احساس خطر میکنند، اما واقع مطلب این که تحقیقات نشان داده است که این کار، موجب افزایش عملکرد در واحد سطح میگردد و بیشتر از میزان سطحی را که کاهش میدهد، منافعی برای کشاورز ایجاد میکند و علاوه بر آن، منافع عمومیاش برای منطقه بر منافع شخصی ترجیح دارد.
مردم فهیم سیستان برای برونرفت از این شرایط سنگین حاکم بر منطقه، باید به این مهم بپردازند، اما مردم توان ایجاد این بادشکنها و نگهداری آن تا مرحلهی تثبیت گیاه را ندارند، باید دولتمردان در قالب طرحهای زیستمحیطی و کشاورزی نسبت به تأمین نهال و هزینههای نگهداری اولیه برای روستاییان اقدام کنند و درختکاری در سیستان را به یک نهضت نجاتبخش مبدل سازند.
عباس نورزایی




