- 14 بهمن 1393
- کد خبر 4958
Print This Post
سایز متن /
نی زار : بزرگداشت مفاخر و بزرگان ملل، یکی از ابعاد فرهنگ غنی هر منطقه میباشد. افرادی که از کیان اسلام، سرزمین ایران دفاع کرده و در این راه، بزرگترین سرمایهی زندگی خود را تقدیم نمودهاند، بزرگمردان و سترگزنانی که در راه توسعهی علمی به بشریت کمک نمودهاند و آثارشان در اقصی نقاط دنیا مورد بهرهبرداری انسانهایی است که حتی ما به عدد آنها اشراف نداریم، هنرمندان، شاعران و نویسندگانی که دارای آثار ملی و حتی بینالمللی هستند.
سیستان مهد تمدن ایران بوده و هست و مشحون از نام مشاهیر و مفاخر بزرگی در تاریخ، چه قرون گذشته و چه در عصر حاضر میباشد، از رستم و سهراب و شخصیتهای افسانهای آن گرفته تا اولین امیر اسلامی، یعقوب لیث صفاری، از منجمین، ریاضیدانان، نویسندگان، شاعران، فلاسفهی عهد قدیم که هر کدام در پروندهی خود برتری صنفی خاصی را داراست.
سرداران هشت سال نبرد در جبهههای حق علیه باطل، سیدالشهدای سیستان شهید حسینی طباطبایی، امیرالشهدای سیستان میرحسینی، لکزهی، عالی، خدریها، دولتیمقدمها، بشارتیها، مطهری و صدها شهید نامآور دیگر
علما و مراجع بزرگی چون حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی سیستانی، آیتالله شهید دکتر مرتضی مطهری، آیتالله شریفی، آیتالله مرادعلی بختیاری و بزرگانی از این قبیل، مراجع بزرگ علمی معاصر، شعرا و هنرمندان به نام و قابل ملی سیستان
سال ۱۳۷۵ مدیریت دستگاهی را در منطقهی سیستان به عهده داشتم، پذیرای مهمانی عالیقدر از فضلای قم بودیم، در گزارشی خطاب به ایشان بخشی از افتخارات سیستان در خصوص ولایتی بودن آنها را بیان کردم، گفتند: «آنچه شما گفتید، همه درست است و بلکه هنوز فراوان افتخارات دیگری دارید که در این مجال ذکر آن نمیگنجد، اما ظاهر شهر و دیارتان بویی از این افتخارات برای افراد تازه وارد و بالیدن جوانان و نسلهای آینده ندارد.»
چندی قبل فقط در قالب یکی دو تا بروشور سطحی توسط یکی از دانشگاه های منطقه چاپ و در تیراژی اندک توزیع شده بود، ولی جای المانهای مربوطه در مبلمان و فضاهای شهری و اماکن منطقه خالی است.
چرا به این موضوع توجه نداریم، فرمانداران محترم و مسئولین میراث فرهنگی، شهرداران و شوراهای اسلامی شهر، در این رابطه مسئول میباشند، دانشگاه زابل دارای فضاهای سبز قابلی است، بخشی را میتواند به سردیس یا تندیس دانشمندان سیستانی اختصاص دهد. در فضای وسیع پژوهشکدهی کشاورزی در حاشیهی چاهنیمه المانهایی از خیار، سیب، انگوریاقوتی و گاو سیستانی گذاشته شده است که البته در جای خودش لازم است، اما جای ثروت انسانی مردم این منطقه بلکه ایران سربلند چرا خالی است؟
اینها اعتبار این دیار هستند. در حال حاضر فقط اکتفا به مجسمهی به اصطلاح یعقوبلیث در ورودی شهر زابل شده، آن هم توسط دولت شاه توسط ایتالیاییها ساخته شده که آنها براساس عوالم ذهنی خود، او را چون شوالیهای طراحی و ساختهاند و فقط اسم یعقوبلیث را بر خود دارد و هیچ نشانی از شمایل آن امیر بزرگ اسلام ندارد. این مجسمه نیز تا سالها به اشتباه به نام رستم مشهور شده بود و حتی هنوز نیز به آن نام خوانده میشود.
چه میتوان کرد؟
- در اماکن مذهبی چون حوزههای علمیه، سردیس یا تندیس علمای دینی و مراجع و مجتهدین سیستانی اختصاص دهند.
- میراث فرهنگی در موزههای مربوطه، بخشی را به این مواریث گرانبها اختصاص دهد.
- در بوستانهای شهری، فضاهایی به سردیس ها و تندیس های مفاخر اختصاص یابد و اندکی از افتخاراتی که برای بشریت آفریده اند نیز نگاشته شود.
- چنانچه قصد داشته باشیم به این امر مهم بپردازیم، روی قدما تقریباً همهی گروههای جامعه تفاهم دارند، اما در مورد شخصیتهای متأخر و معاصر، ممکن است اتفاق نظر وجود نداشته باشد. باید توجه داشت که همهی انسان ها و به اعتقاد ما به جز معصومین، در اوج بزرگی خود در رشتهای خاص، در روش و منش زندگی در عصر خود ممکن است دچار اشتباهاتی شده باشند که گروهی از افراد آنان را به همان دلیل قبول نداشته باشند، اما باید توجه داشت که بزرگی افراد را در رابطه با چه ویژگی او قرار است ما بپردازیم.
ممکن است یک پروفسور ریاضی، چشمپزشکی، سازه، رایانه یا هوافضا را در کانون توجهمان در این رابطه قرار دهیم، باید توجه داشت که او را در همان تخصصش بزرگ میشماریم و باید حق او ادا شود، او را معصوم نمیدانیم اگر در مقامی غیر از تخصصش قرار داشته و توفیقی نداشته، آن برجستگی تخصصی اصلیاش را قدر ندانیم. اگر چنین تفکری بر گروهها حاکم شد، حد هر کس و حق او رعایت شده و در دنیای ابهام و شبهه واقع نمیشود.
به نظرم برای بهوفاق رسیدن روی اینکه چه کسانی در این دایره قرار گیرند، جمعی از فرهیختگان سیستانی به بررسی ابعاد این موضوع بپردازند و به یک وفاق برسند، که پس از اجرا، برای کسانی که چشم دیدن این دیار را ندارند، خوراک تهیه نشود و این موضوع با این عظمتی که دارد، لوث نگردد.
عباس نورزایی



