- 19 دی 1393
- کد خبر 4330
Print This Post
سایز متن /
نی زار : رامبد جوان شما را به همین بهانه نشانه گرفتیم تا بگوییم که فرزندان یعقوبیم، فرزندان اولین شاعر پارسی گوی هستیم، تا بگوییم که طوفان ها روحمان را صیقل داده و نازک و زودرنجمان کرده، تا بگوییم تن به کوچ نسپرده ایم و نمی سپاریم، بگوییم مرزدارانی هستیم که ایران را پاسبانیم.
برنامه بعضی ها ، شاید برای بعضی ها حساسیت چندانی نداشت بعضی هایی که سالها این گوشه ی ایران را ندیده بودند بعضی هایی که خواسته یا ناخواسته با کم لطفی شان باعث رنجش خاطر مردمان این دیار شده بودند، بعضی هایی که هنرمند عزیزمان محمدرضا هدایتی اشاره کرد، بعضی هایی که مردم را فقط برای رای دادن و سیاهی لشکر می خواهند، بعضی هایی که سالها به مجلس رفتند و بدون هیچ برگشتند، برنامه بعضی ها فقط بغض را در گلوی هنرمندان و هنردوستانی می فشارد که از حس لطافت و مهربانی اند، از جنس وطن پرستانی که زادگاه مادری شان را به دست فراموشی نسپرده اند در دولت سرای اندیشه شان دولت آباد کودکی سبز مانده تا هامون را به مهمان نوازی به یاد آورد، بعضی هایی که می دانندطنز چیست نه بعضی هایی که برنامه بعضی ها را به خاطر غوغا و غوغاسالاری در بوق و کرنا می کنند. به قول هدایتی عزیز فرزند دولت سرا، رامبد جوان شما را به همین بهانه نشانه گرفتیم تا بگوییم که فرزندان یعقوبیم، فرزندان اولین شاعر پارسی گوی هستیم، تا بگوییم که طوفان ها روحمان را صیقل داده و نازک و زودرنجمان کرده، تا بگوییم تن به کوچ نسپرده ایم و نمیسپاریم، کوچ مان دادند، جلای وطنمان کردند تا بگوییم مرزدارانی هستیم که ایران را پاسبانیم تا بگوییم اولین های دنیا را از زیر خاک بیرون کشیده ایم تا بگوییم اولین حاکمان زن را در شهر سوخته داشته ایم تا بگوییم که ما شما را از جنس خودمان می دانیم جز شما کسی را ندیدیم تا حرف دلمان را بگوییم، تا بگوییم اگر بعضی ها باعث رنجش بعضی ها شدند از جنس بعضی هایی که شمایید نیستند و از جنس بعضی هایی که ماییم هم نیستند، تا بگوییم که رستم زادگانیم و مهربان، تا بگوییم که در شاهنامه رستم نماینده ایران و نماد روشنایی و خرد است و توران نماد تاریکی و جهل. تا بگوییم که مادرمان هامون است که چین دامانش کوه اوشیداست، تا بگوییم به قول استاد عزیزمان هامون هویت ماست هامون سالهای تشنگی ماست هامون آرزوهای برباد رفته ماست. هامون نگاه های یک عمر پیرمردان و پیرزنان سرزمینمان هست، هامون بازی های کودکانه و تن به آب زدن ها، توتن سواری هایمان هست. هامون یک دشت نیست هامون رقص ماهیان و لا به لای نی زارمان هست، هامون هزاره های باورمان هست هامون تاریخی ست که در آن ادیان الهی را می شود با آثار تاریخی اش تجربه کرد.
هامون عروس شادی هایمان، پایکوبی های مان، رقص محلی مان، هامون گز نامیرای اعتقاداتمان هست.
هامون لهجه شیرین سیستانی مان هست که یعقوب زبان فارسی را از درون همین زبان و گویش سیستانی پرورش داد، با هامون نفس می کشیم و بی هامون زجر، زنان، رودابه و تهمینه تن سرزمینم، مادران صبور سالهای بی آبیمان آه می کشند و بغض را فرو می خورند مبادا بی مهری به مادر ایران” سیستان ” از سوی فرزندانش باعث آزردگی روح هامون شود، گویند دعای مادران فرزند را بر تخت می نشاند و آه اش فرزندانش را به استمداد می طلبد
ماشالله خلیلی/ نی زار



