- 29 آذر 1393
- کد خبر 3882
Print This Post
سایز متن /
نی زار : آخرین روزهای فصل پاییز را در حالی سپری می کنیم که این فصل به عنوان آغاز سال آبی و شروع بارش ها از اهمیت فراوانی برخوردار است ولی طی این مدت منطقه سیستان از این نعمت بی بهره بوده است و برخلاف بسیاری دیگر از مناطق ایران که چند دوره بارش باران و برف را پشت سر گذاشته اند، در سیستان خبری از بارش باران نبوده است و این حرف به معنی آن است که بخش مهمی از زمان بارش ها را از دست داده ایم و در این شرایط فقط باید به آینده امیدوار باشیم تا شاید باران رحمت الهی بر این سرزمین هم باریدن بگیرد.
در این میان البته نباید شرایط جوی ناخوشایند را برای منطقه سیستان از نظر دور نگه داشت، اما با این حال نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که شاید در این مدت می شد که از فن آوری بارورسازی ابرها برای ریزش نزولات جوی در سیستان بهره گیری کرد تا دست کم شاهد اندک بارشی باشیم، که همان طور که گفته شد از این تکنیک هم استفاده نشده است و این در شرایطی است که امروزه از روش بارورسازی ابرها به عنوان یک روش فرعی و کمکی برای ریزش باران استفاده می شود و حتی برای امسال در کشور ما برنامه ریزی هایی صورت گرفته است تا در ۱۲ استان کشور از این روش برای استحصال آب استفاده شود.
با نگاهی به لیست این ۱۲ استان در می یابیم که استان سیستان و بلوچستان در این طرح جایی ندارد و هیچ نامی از این استان دیده نمی شود، حال آن که بر اساس آمار رسمی سازمان هواشناسی کشوری، استان سیستان و بلوچستان و به ویژه منطقه سیستان از کمترین میزان بارش نزولات جوی برخوردار است.
اگرچه که طبق همین آمارهای رسمی مشخص است که مقدار بارش باران و برف در کل کشور نسبت به سال های گذشته کاهش یافته است و نیاز به آب شیرین بیشتر در تمام کشور احساس می شود و باید برای تامین این نیاز برنامه ریزی های اساسی صورت گیرد اما بدون نیاز به آمارهای رسمی هم می توان تشخیص داد که استان های اصفهان، کرمان، فارس، یزد، آذربایجانشرقی و غربی، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، تهران، گیلان، مازندران و گلستان از میزان بارش بسیار بیشتری نسبت به سیستان برخوردارند و انصاف و منطق حکم می کند که از این سیستم سهمی هم به سیستان برسد،
البته در مورد فن آوری بارورسازی ابرها دو نکته قابل ذکر وجود دارد، نخست این که برخی از پژوهشگران و متخصصان معتقدند که از این روش نمی شود برای استحصال آب استفاده کرد و این فن آوری در موارد خاص دیگر کاربرد دارد و دیگر این که در نهایت امکان افزایش پنج تا بیست درصدی بارش با استفاده از این روش وجود دارد و بنابراین نمی توان به طور مطلق از این روش برای تامین آب استفاده کرد. با این حال نکته ای که در ذیل این مطلب و درباره سیستان می توانیم مطرح کنیم این است که برای مردمی که بر اثر خشکسالی های مداوم، آسیب های فراوانی متحمل شده اند ریزش اندک قطرات باران هم حکم ریزش طلا را از آسمان دارد و این مسئله می تواند در افزایش نشاط و امید به زندگی برای آن ها نقش مثبتی ایفا کند و درست بر اساس دلایل گفته شده لازم است که از این فن آوری برای ریزش نزولات جوی در سیستان هم بهره گیری شود و در این بین البته نقش مسئولان کلان استان و نمایندگان سیستان می تواند پر رنگ و اساسی باشد.
در پایان باید اشاره شود که اگرچه ما هم معتقدیم که از این روش نمی توان به صورت تمام و کمال آب شرین منطقه سیستان را تامین کرد اما برای مردمی که زمین های شان خشکیده تر از همیشه است و قدر قطره قطره آب را می دانند باید کاری کرد و استفاده از این فن آوری، اندک کاری ست که در این زمان می توان برای این مردم و منطقه انجام داد، مگر این که مسئولان و کارشناسان تصمیم گیرنده بر خلاف ضرب المثل معروف” هر جا بروی آسمان همین رنگ است” معتقد باشند که آسمان سیستان همرنگ آسمان سایر نقاط کشور نیست که در آن صورت، باور عامیانه ای که وجود دارد مبنی بر این که “به سیستان اهمیت نمی دهند” یا “سیستان از درجه چندم اهمیت برخوردار است” تحقق می یابد که صد البته در آن شرایط، پرسش های بسیار دیگری مطرح می شود که به طور حتم هیچ کس توان پاسخ گفتن به آن ها را نخواهد داشت.




