قطعه شعری در باب ماه محرم - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

شش ماهه اصغر می شود پر پر چه اسان
چشم  رباب  از  ماتمش  امشب  هراسان

چون  تیر حرمل  می دود  بیخ  گلویش
در حیرتم  ادم  بود  یا  شبه  انسان

برخیمه های اهل دین اتش کشیدند
انها  که  روی  نیزه  ها  کردند  قران

ماه بنی هاشم که لبها تشنه جان داد
گویی که از اهل حرم می رفت سامان

سرها  که  از  روی  بدن  افتاد  برخاک
صحرای  محشر بود  و زینب بود نالان

دنبال  ردی  از حسینش  در  گلستان
اهی که از دل می زد و دستی به دامان

دیگر  خدا هم گرد غم برچهره اش بود
از  ظلم  نامردان  بی ایمان  نادان

باید  بپرسم از تمام  ان  خلایق
نیکی چه باشد حرمتش الا به احسان

حتی اگر خورشید دین را سر بریدید
هرگز  نبوده  بر رسالت  نقطه  پایان

شاعر: ندا میرپور

برچسب ها : ,