موضوع واکاوی یک حکمیت استعماری(مک ماهون در سیستان) - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار : سرزمین باستانی سیستان از ادوار بسیار گذشته تا به امروز به سبب موقعیت مهم جغرافیایی ، آب وخاک مناسب و مردان وزنان سخت کوش و وطن دوستش از کانونهای مهم و اثر گذار در تحولات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی بوده است ، موقعیتی که چشم طمع دشمنانش را برای چپاول این سرزمین ویا رخنه به سرزمینهای داخلی ایران ،از طریق سرزمین مرزی سیستان بر می انگیخت،  لیکن مرزداران غیور سیستانی نه تنها از مرزهای سیاسی و فرهنگی سیستان وایران دفاع جانانه می کردند ، بلکه برای دفاع از مرزهای ایران ،گاهی صدها کیلومتر را طی طریق میکردند تا از رخنه سپاهیان دشمن همچون نبرد حران تا جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران چنان بینی مغرور کراسوسها و صدامها را به خاک بمالند که تا قرنها  فکر یورش به ایران رابه  فراموشی بسپارند .

نقش دلاور خیزی سیستان در کنار ویژگیهای  مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و….از سیستان موقعیتی بی مانند در ایران اسلامی به وجود اورده است، که توجه بیش ازبیش دست اندر کاران را می طلبند.

بازشناسی برخی از ریشه های تاریخی این منطقه سبب اگاهی و دقت بیشتر در ارایه راهکارهای مناسب برای سیستانی ابادتر است.

پس از قتل نادر شاه افشار شورشهای متعددی توسط امرا وسرداران نادر در گوشه وکنار ایران رخ داد ، وسرانجام هر کدام در گوشه ای از ایران بقدرت رسیدند .

در این میان احمد خان ابدالی از سرداران مشهور نادر حکومت مستقل افغانستان را در قندهار ، هرات وکابل پایه گذاری کرد ، وحکام سیستان نیز با استفاده از موقعیت ایجاد شده، حکومت نیمه مستقل خاندان کیانی را ایجاد کردند. هر چند احمد خان ابدالی توانست بر بخشهایی از خراسان و همچنین سیستان دست یابد، اما این به منزله تملک این نواحی به خان ابدالی نبود. از این دوره تاریخی درباره تابعیت سیستان از دولت مرکزی ایران ابهاماتی وجود دارد .و بعد در دوره حکومت زندیه و همچنین قاجاریه منابع رسمی وغیر رسمی گزارشهای روشن و مستدلی از وضعیت سیاسی و نوع حاکمیت و تابعیت سیستان ارایه نکرده اند ؛و به طور کلی سیستان را در حیطه نفوذ خاندان زند و حکومت قاجار محسوب کرده اند .برخی نیز از وجود ارتباط و پیوستگی حاکمان سیستان با حکومت نو ظهور احمد خان ابدالی وکشور مستقل افغانستان سخن به میان اورده اند ، که در سیر مطالعات این دوره از تاریخ سیستان تناقضات و سر در گمی های فراوان به وجود اورده است.

بررسی ها حاکی از آن است که حکومت سیستان پس از قتل نادر به صورت نیمه مستقل ادامه یافت و حاکمان سیستان و نواحی اطراف کماکان استقلال داخلی شان را حفظ کردند. این وضعیت تا قدرت گیری علی خان سرابندی تداوم داشت.

محمد شاه کوشید قدرت مرکزی ایران را بر سیستان تثبیت کند ، لیکن موفق نشد . با روی کار امدن ناصرالدین شاه و صدارت امیر کبیر ، اقدامات موثری در این زمینه انجام گرفت .

با پذیرش تابعیت دولت ایران از سوی سردار علی خان سرابندی ، اختلافات شدیدی بین ایران و امرای افغان بر سر حاکمیت سیستان به وجود امد .در این بین دولت انگلستان هم به این اختلافات دامن زد . با قتل سردار علی خان حکومت سیستان به امیر علم خان خزیمه واگذار گردید . در این دوره اختلافات ایران و افغانستان بر سر حاکمیت سیستان اوج گرفت‌و‌ افغانها  به تحریک انگلیسی ها تهدید به جنگ کردند . ایران طبق قرارداد  پاریس از دولت انگلیس تقاضای حکمیت کرد(بر اساس یکی از مفاد قرارداد پاریس هنگام اختلاف میان ایران و افغانستان ، ایران باید حکمیت انگلیس را در حل اختلاف بپذیرد). دولت انگلیس برای حکمیت بین ایران و افغانستان هیات گلداسمیت را به سیستان اعزام کرد.

بر اساس داوری وی سیستان به دو‌قسمت تقسیم گردید  وبخش شرقی هیرمند به افغانها داده شد .این داوری مساله را حل نکرد وبر مشکلات سیستان افزود، چرا که وی با تقسیم سیستان به دو بخش  بدون در نظر گرفتن شیوه تقسیم بندی منطقی اب هیرمند ، زمینه ویرانی سیستان و کشمکش های همیشگی بین ایران و افغانستان را به وجود اورد.

تغییر مسیر هیرمند، تشدید اختلافات ایران و افغانستان:

از ویژگی های هیرمند طغیانها و خشک سالیهای پی در پی است، در پی خشک سالیهای طولانی مجرای اب هیرمند بر اثر وزش بادهای شدید و جابجایی شن و ماسه مسدود می شود و پس از بارش های سیل آسا ، مجراهای قدیمی تحمل سیلهای عظیم را نداشته و رسوبات فراوان هیرمند مزید بر علت شده و اب از مجرای اصلی خود خارج شده و با فشار سیل مجرای جدیدی برای خود حفر می کند ، این امر در سرزمین سیستان در طی قرنها پدیده ای تکراری بوده است .

از جمله این پدیده ، سیل سال ۱۸۹۶ میلادی بود که بر اثر آن هیرمند از مسیر اصلی اش نادعلی خارج و مجرای تازه ای به وجود اورد که نزد اهالی سیستان به رود پرنیان یا پریان معروف شد.

افغانها پس از تغییر رود به داخل خاک ایران ، مدعی شدند که مرز باید در راستای جریان اب قرار گیرد . در این صورت منطقه میان کنگی را افغانها تصاحب میکردند. ایران این در خواست را نپذیرفت و اعلام کرد مرز باید در طول همان بستر قدیمی هیرمند در منطقه ناد علی باقی بماند  وتغییر جریان رود نمی تواند دلیلی برای تغییر مرز باشد.

انگلیسی ها که از سال ۱۹۰۱میلادی، به سبب موقعیت منحصر به فرد این منطقه  به عنوان دروازه هندوستان و اهمیت سیستان  برای رقیب سر سختشان یعنی روسیه ،قصد نفوذ تجاری و سیاسی بیشتر را داشتند ،با بروز اختلاف جدید میان ایران و افغانستان هیات بزرگی به ریاست هنری ماک ماهون را به سیستان گسیل داشت، و پیش از عزیمت این هیات مطبوعات هند با تبلیغ فراوان هدف انان را داوری در مورد اب هیرمند نوشتند.

اختلافات ایران و افغانستان و خشک سالیهای پی در پی ایران را متقاعد به پذیرش این هیات کرد،به شرطی که حکمیت جدید بر خلاف رای گلد اسمیت نباشد واز جانب دولت ایران مامورانی بر روند داوری جدید نظارت داشته باشند.

اما دولت استعماری انگلستان انچه که برایش بیش از همه قراردادها  اهمیت داشت منافع خود و حفظ هندوستان پر نعمت برایش بود، و در این میان تلاشهای وزیر مختار روسیه در تهران وفشار بر هیات حاکمه قاجار برای جلو گیری از اقدامات هیات انگلیسی در سیستان بی نتیجه ماند. چون انگلستان به حق دریافته بود که سیستان کلید واقعی دست یابی به هند است و موضوع حکمیت را بهانه ای برای پیشبرد اهداف راهبردی اش در سیستان قرار داده بود.

هیات مک ماهون ۱۵۰۰نفر از متخصص در رشته های مختلف ، محافظ و…را شامل می شد ، که به مدت دو سال و سه ماه  از ۱۹۰۳میلادی در سیستان باقی ماندند  و هدفشان تنها داوری در موضوع اب هیرمند نبود ، بلکه مک ماهون ماموریت داشت خط تلگراف هند به سیستان و مشهد را نیز گسترش دهد ، وهمچنین نقشه ای دقیق از سیستان تهیه کند تا در اینده انگلیس از ان برای پیشبرد اهداف استعماری اش استفاده کند.و در همین مدت در اردوگاه خود به کار تجارت وخرید وفروش کالا نیز می پرداختند.نکته جالب در  اظهارت مک ماهون بدنبال تحقیقات گسترده اش در منطقه است که میگوید: «در تحت سر پرستی یک حکومت حسابی ، ایالت سیستان با مختصر سعی وکوشش مصر ثانی خواهد شد..»

و به همین دلیل بود که تصمیم گرفتند تا تغییراتی در مرزهای سیستان ایران به وجود بیاورند و منطقه ترقو ، رام رود وبخش اعظم تراخون و‌منطقه سنارود را که از دلتاهای اولیه هیرمند وبسیار حاصلخیز بود را از ایران جدا کنند وبه زیر کنترل مستقیم خود در اورده وزمینه اسکان دو میلیون نفر را در این نواحی فراهم اورند .

کلنل تیت هم که در این هیات حضور داشت در تایید این مساله عنوان می کند ، ناحیه ترقون ورامرود که معبر قدیمی هیرمند است ، اگر در دست یک دولت قرار گیرد ، با هزینه اندکی دوباره اباد می شود. و برای مدعایش اشاره می کند وی در رامرود ،ریشه های درختان قدیمی نخل را مشاهده نموده و تاکید کرد که این منطقه می تواند دوباره به صورت نخلستان اولیه در اید.

مک ماهون پس از بیش از دو سال تحقیق و بدنبال استدلاهای خود حکمیتش را در هشت فصل اعلام کرد.

فصل اول:هیچ کدام از طرفین نباید اقدام به احداث نهری کنند که در مقدار اب مشروب کشاورزی خللی ایجاد کنند

فصل دوم:میزان اب مورد نیاز ایران از بند کوهک یا پایین تر از ان برابر یک سوم از تمام اب هیرمند در نظر گرفته شده است.

فصل سوم: ایران را مستحق دریافت یک سوم از کل اب هیرمند دانسته و اظهار میدارد :اب هیرمند باید در نقطه ای محاسبه شود که اولین انشعاب از ان برای ابیاری اراضی پایین دست بند کمال خان انجام می گیرد.

فصل چهارم:به افغانستان اجازه می دهد برای ابیاری سیستان خودش نهرهای جدید احداث کند ؛به شرطی که یک سوم اب هیرمند برای استفاده ایران به بند کوهک برسد.

فصل پنجم:برای نظارت بر مفاد قرارداد، مهندس ابیاری انگلیسی با تجربه ای به طور دایم در کنسول خانه انگلیس در سیستان حضور خواهد داشت.

فصل ششم: بر حفظ بند کوهک تاکید شده است. واینکه افغانستان به ایران اجازه دهد در صورت مقتضی محل این بند را بالاتر یا پایین تر منتقل کند.
فصل هفتم:ایران مقید به رعایت مفاد این قرار داد است ،افغانستان مالک اصلی این رود است وایران حق واگذاری اب انرا به کشور دیگری را ندارد.

فصل هشتم : به دو طرف یاد اوری کرده که کاری نکنند که باعث تغییر مسیر هیرمند گردد.

برخی از دولتمردان ایران در مقابل این حکمیت اعتراضاتی نمودند از جلمه در مورد حقابه ایران انهم از رودخانه ای که سابقا مال ایران بود و سهمیه حق ابه ایران را که گلد اسمیت از بند کمال خان به بعد به صورت مساوی بین دو کشور تعیین کرده بود به یک سوم کاهش دادو بر خلاف رای گلد اسمیت بخش وسیعی از خاک ایران به وسعت ۱۵۰فرسخ را به افغانها واگذار کرد ، در صورتی که بیشترین زمین های قابل کشت ،این حوضه ابریز متعلق به ایران بود ، ودر همان زمان بیش از صد هزار خروار غله بر داشت می شد در صورتی که محصول افغانها از زمینهای سیستان افغانی سی هزار خروار بود .

لیکن دولت انگلستان به اعتراضات ایران بی اعتنایی کرد و در ادامه به سبب درگیری ایران در اغتشاشات داخلی و انقلاب مشروطیت ، از فکر سیستان خارج شدند،  سیستان فدای دسیسه انگلیس برای حفظ هندوستان گردید، البته بعضی از شخصیتهای ایرانی همچون یمین نظام نماینده ایران در هیات مک ماهون و عبد الحمید غفاری ،در قبولاندن این رای به مظفر الدین شاه نقش داشتند ، وبا دریافت رشوه ویا وعده حمایت انگلیس از ایشان دست به این خیانت بزرگ زدند …این داستان ادامه دارد!!

محمد پودینه/کارشناس ارشد تاریخ

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.