- 21 مرداد 1395
- کد خبر 13739
Print This Post
سایز متن /
پایگاه خبری، تحلیلی نـــــی زار گفت و گویی اختصاصی با دکتر علیرضا سعیدی مهر، فعال سیاسی ، دکتری جامعه شناسی گرایش اقتصاد و توسعه ، مدرس دانشگاه انجام داده است که در ادامه این گفت و گوی ویژه را می خوانید:
وضعیت گذشته و حال شکل گیری و فعالیت احزاب را در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟
یکی از مشخصه های دنیای مدرن را وجود احزاب ریشه دار در بدنه جامعه می توان در نظر گرفت. در کنار انقلابات مختلفی که در دو ، سه قرن اخیر اتفاق افتاده نوعا انقلاب اجتماعی بوده است ، منظور از انقلاب اجتماعی تغیر و تحول در بنیان های فکری و ایدوئولوژیک توده مردم است.
در گذشته نخبگان طرز فکر و اندیشه متفاوت از عامه مردم داشتند ، دنیای مخصوص خودشان که ارتباطی به عامه مردم نداشت. در پی تحولات یک الی دو قرن اخیر آگاهی عمومی خرد و عقلانیت در بین توده های مردم نیز مورد قبول واقع شده حق طبیعی که فیلسوفان اجتماعی قرن ۱۷ و ۱۸ بر آن تاکید داشتند همه آحاد مردم را از حق طبیعی یکسان برخوردار می دانست. به همین دلیل حق انتخاب و حق رای برای مردم به رسمیت شناخته شده است و به دنبال آن دستجات و گروه های مختلف برای جلب اعتماد این توده های رها شده از قید و بند های جامعه ارباب رعیتی تلاش کردند و زمینه اولیه شکل گیری انجمن ها ، محفل ها و احزاب شکل گرفت.
در جوامع شرقی علیرغم اینکه مردم محوری و فرهنگ توجه به عامه مردم هم ریشه در سنت های بومی و هم ریشه در اندیشه های مذهبی داشت اما متاسفانه گرد و غبار غفلت و فراموشی چند قرن اخیر سبب بی توجهی به عامه مردم شد. مردم هر روز ضعیف و ضعیف تر شدند و این جوامع به ضعف و زبونی گرفتار شدند همچنان که در بسیاری از زمینه ها تغیر و تحول را اجبارا غربی ها به سایر سرزمین ها تحمیل کردند و این شد که دموکراسی و مردم سالاری که در طی یک قرن اخیر در جوامع شرقی خصوصا ایران ورد زبان روشنفکران و توده ها شد چیزی متفاوت از دموکراسی غربی و بنیان های ملی مذهبی جامعه ایران شد و این است یکی از دلایل عمده ناکارآمدی احزاب در ایران و احزابی که بر بنیان های ملی و بومی ریشه دار در جامعه ایران توجه نکرد و براساس تقلیدی کورکورانه از آنچه در غرب اتفاق افتاده بود کپی برداری و اجرا شد.
در مورد ناکارآمدی احزاب در ایران مطالب بی شماری ارائه شده است اما آنچه امروز مد نظر بنده است تا درباره آن مطالب دیدگاهی روانشناختی ، جامعه شناختی و مردم شناختی به دلایل ناکارآمدی احزابخصوصا در سیستان و بلوچستان ارائه کنم.
داستان احزاب قبل و بعد از انقلاب بیشتر براساس توصیه هایی که از مرکز ارائه می شد رشد و گسترش پیدا کرد ، برخی افراد براساس منافعی که به دنبال آن بودند در گروه های مختلف دسته بندی شدند بدون اینکه خود یک درک واقعی از حزب و جناحی که اسما از آن تبعیت می کنند داشته باشند. بنابراین پیرو این حزب و آن حزب شدن نه از روی آگاهی و اندیشه بلکه از سر مصلحت و منفعت است.
این احزاب صرف نظر از اینکه اصلاح طلب باشند با اصولگرا ، به جای اینکه تلاش کنند در بدنه جامعه راهی برای ماندگاری و پایداری پیدا کنند بیشتر خود را به مرکز وابسته و متصل می کنند ، این احزاب کارکردی یک شبه ، یک هفته یا فصلی دارند و در طی سال نه فعالیتی دارند و نه خود را مجبور می کنند تا در بین مردم اقدام به یارگیری کنند.
فصل انتخابات جشن باشکوه این احزاب است ، این احزاب که بعضا قائم به شخص هستند در گرماگرم انتخابات دور هم جمع می شوند بیانه می دهند و به جای مردم تصمیم می گیرند و خود را صاحب حق و رای مردم می دانند در حالیکه این جفای بزرگی به رای مردم است.
مقبولیت اجتماعی احزاب استان را چگونه ارزیابی می کنید؟
مردم با احزاب بیگانه نیستند، اسم و تابلو احزاب را می شناسند در بسیاری از موارد مردم سمت و سوی جهت گیری های احزاب را مشخص می کنند یعنی اینکه جریان های اجتماعی اتفاق می افتد و احزاب خود را همسو با این جریان های فکری و مردم مدار می کنند. بنابراین احزاب در تعامل با مردم هستند نقطه ای که در واقع تاکید بر آن می شود که در سیستان و بلوچستان علیرغم نگاه مثبت مردم نسبت به جریانات سیاسی و خط و خطوط فکری کسانی که پرچم احزاب را بر دوش دارند از حضور در بین مردم یا واهمه دارند یا توان حضور در بین مردم را ندارند و یا ترس و نگرانی وجود دارد که برخی از نخبگان را از نزدیک شدن به احزاب دور می کند، بنابراین مادامی که این نگرانی ها و ترس ها بر طرف نشود فاصله عمیقی بین مردم و احزاب وجود خواهد داشت.
در همه جوامع مردم زبان سیاسی را خیلی درک نمی کنند و این احزاب هستند که توان درک مسائل و مشکلات مردم را دارند و علت موفقیت احزاب در جوامع دیگر همین درک مشکلات مردم است و هنگامی که احزاب در جامعه ما به این درک نرسند ممکن است زبان تعامل و گفتمان با مردم را نفهمند به همین دلیل به نظر می رسد مردم در تقابل با احزاب نیستند اما یک ضعفی در بدنه احزاب دیده می شود که میان آنها و مردم فاصله ایجاد می کند.
درون استان احزاب اصولگرا موفق تر عمل کرده اند یا احزاب اصلاح طلب؟ چرا؟
به هیچ کدام نمره قابل قبولی داده نمی شود.
ممکن است برخی چهره های سنتی به احزاب اصولگرا گرایش داشته باشند اما اصلاح طلبان عمدتا در بین قشر جوان طرفداران زیادی دارد. چرخش نخبگان در هر دو گروه کمتر دیده می شود ، هنوز همان چهره های اول انقلاب در هر دو جناح فعال هستند و همین عامل هم باعث فاصله نسل جوان با آن ها شده است.
پیامد های ناکارآمدی احزاب در جامعه چیست؟
احزاب یک مجموعه دارای اساسنامه و شناسنامه هستند ، فعالیت آن ها به صورت پنهان ، مقطعی و زیرزمینی نیست به همین دلیل می توانند آزادانه اقدام به جذب افراد شایسته در بدنه خود کنند و آن ها را پپس از گزینش و تعین شایستگی در سمت ها و مقامات مختلف بکارگیری کنند.
مادامی که یک جریان حزبی روش مدون و فعال نداشته باشد هر آن می توان شاهد پیدایش افرادی با سلیقه های عامه پسند که می تواند موج ایجاد کنند و از کنار این موج ایجاد شده رای و نظر مردم را بگیرند و بعضا خسارت جبران ناپذیری به جامعه تحمیل کنند در حالیکه اگر فعایت احزاب وسیع و گسترده باشد کسی نمیتواند از غفلت مردم و ایجاد موج در جامعه سوء استتفاده کنند. پیامد دیگر ضعف احزاب در جامعه پنهان کاری و ایجاد مصونیت های کاذب برای مسئولین استدر این حالت هر گروهی تلاش می کند به اندازه قدرتی که در اختیار دارد امکان پرسشگری را از مردم سلب کند. اشکال دیگر که در ضعف احزاب ممکن است ایجاد شود ، ایجاد تقابل به صورت حق و باطل در جامعه است. یک گروه خود را حق می داند و دیگران را باطل ، در حالی که معیار حق و درست بودن میزان مفید بودن برای مردم است در صورتی که احزاب فرصت فعالیت روشن و شفاف داشته باشند حق را مردم تشخیص می دهند.
آیا در بین احزاب سیستان و بلوچستان گرایش های قومی و مذهبی وجود دارد؟
نگاه کلی و عمومی این گونه است که در استان اهل سنت و قوم بلوچ عمدتا به سمت اصلاح طلبان گرایش دارند در حالیکه یک امر کلی و قطعی نیست ، در بین اهل سنت هم چهره های شاخص اصولگرا وجود دارد همچنین در بین سیستانی ها یک سنت اصلاح طلبی مدون ، منسجم و قوی دیده میشود که ریشه در سال های اول انقلاب داشته و در سال های جاری بیشترین فعالیت فکری و علمی در حوزه اصلاح طلبی را می توان در بین این قومیت شاهد بود، امروزه می توان چهره های شاخص اصلاح طل و جوان را در بین قومیت سیستانی مشاهده کرد
برخی احزاب قائم به شخص هستند دیدگاه شما در این بار چیست؟
متاسفانه مشکلات فعلی احزاب در ایران خصوصا در استان ها و شهرستان ها این است که نه تابلویی دارند و نه فعالیتی و یک فرد براساس یک ابلاغ خود را صاحب و مالک آن حزب می داند ، مشکل از آنجایی آغاز می شود که این افراد در هنگامه انتخابات ناگهان دست به قلم شده بیانیه و اطلاعیه می دهند ، از افرادی حمایت می کنند ، خود را سخنگوی مردم می دانند و ممکن است باعث انحراف افکار عمومی شود. ما مخالف این افراد نیستیم از اینکه شجاعت به خرج داده اند و سال ها با همه بی مهری ها و نامهربانی ها پرچم حزب را برافراشته داشته اند کارشان قابل ستایش است اما نگرانی از این جهت است که این افراد خود را نماینده افکار عمومی تلقی می کنند و به جای اینکه به فکر نفوذ در بدنه مردم و عضو گیری و فعالیت باشند تلاش در حفظ خود و میدان داری دارند ، ما از این قبیل اشتباهات در چند انتخابات اخیر را بارها شاهد بوده ایم که بیانیه هایی صادر شده و بدون در نظر گرفتن خواست عمومی از افرادی حمایت کرده اند. این را ما برای احزاب یک اشکال میدانیم و خواسته ما این است که احزاب در تمام ایام سال فعالیت کنند و نیاز های جامعه را به مدیران مافوق خود انتقال دهند به نوعی وجود احزاب فراگیر باعث شناخت واقعی تر و درست تر مسائل و مشکلات مردم است.
آیا بدنه شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان نیاز به تغیر و تحول دارد؟
شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان براساس رسالتی که برای آن تعریف شده در مقاطع حساس جهت گیری خودش را اعلام می کند. نگاهی به عملکرد چند ساله اخیر این مجموعه نقد ها و بحث هایی را ایجاد کرده است ، موضوع بیگانه ای برای فضای رسانه ای ما نیست بسیاری از افراد این سوال را مطرح می کنند که آیا زمان نقد و آسیب شناسی درونی برای احزاب اصلاح طلب و شورای اصلاح طلبان فرا نرسیده است؟
بسیاری از چهره های شاخص در استان نظر موافق در مورد آرایش نیروها در بدنه اصلاحات استان را دارند، امر کاملا طبیعی است تغیر و تحول امری حیاتی است، بسیاری از این افراد سال ها در بدنه اصلاحات بوده اند اما زمان تغیر و تحول است، بدون هیچ تعصب بایستی پذیرفت که مجوعه های سیاسی اجتماعی نیاز به تغیر دارند این تغیر در بدنه اصلاحات امری واجب و حیاتی است. به نظر اگر شورای اصلاح طلبان اقدام به تغیر از درون نکند و خود را آسیب شناسانه مورد نقد قرار ندهد قطعا برای انتخابات بعدی مشکلات زیادی در پیش خواهد داشت.
از نظر بنده حقیر اولین اقدام و کمترین اقدام این است که احزاب دفتر، تابلو و چارت تشکیلاتی خود را به صورت فراگیر در همه شهرستان ها و بخش های استان گسترش دهند و در صورتی که نتوانند حوزه عملیاتی خود را گسترش دهند عقلانی نخواهد بود که در تصمیمات کلان استان خود را صاحب حق و رای بدانند.
گفت و گو از فرشید عابدی


