آقای استاندار ما بودیم که حیثیت فرهنگی ایرانیان را پس از ۲۰۰ سال سکوت با شمشیر یعقوب بفارسی زبانان برگرداندیم/سرمایه های سیستان را فراری ندهید - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار: اینجا سیستان است.ملک نیمروز،روبرویت دیوار شهر سنگستان است که سربر آسمان میساید و عقاب را هم جرأت پرواز بر فرازش نیست آنطرف دیوار مرجانه جادو است و افراسیاب تورانی که خویشتن را روی آب پهن کرده اند تا مبادا قطره آبی بسوی دریاچه کیانسه روان گردد. اگر نگاهت را از دیوار برگیری و به اطرافت بنگری آدمیانی را می بینی  که در خاک غوطه ورند وامین-الله-سرابندی ماسک بر دهان و بینی دارند. تا شاید بتوانند نفسی بکشند و چونان اشباح اینطرف و آنطرف میلولند. و گاهی هم بر در خانه نشسته و از تو می پرسند خریدار خانه نیستی؟

چون میخواهند از سرزمین آبا و اجدادی بگریزند .

اینجا دیگر سیستان نیست شهر سنگستان است که با ۵۰ درجه گرما انسانها در خاک می لولند. اینجا سرزمینی است که رتبه یک جهان از بیماری سل دارد آنهم در قرن ۲۱ شما در قاره آفریقا بگردید ببینید آیا تعداد مسئولین آنها بیشتر است یا از ما اینجا جایی است که مسئولین بجای گریه با شعف اعلام کردند که اولین کلینیک مجهز مبارزه با سل را امسال افتتاح کرده اند.آیا باید خوشحال بود!؟

شما با شعار تدبیر و امید آمدید تا با تدبیرتان این سرزمین مسلول زده را درمان کنید شما با تدبیر آمدید تا با ایجاد کارخانه و کار اعتیاد، بیکاری و شرارت را از فرهنگ جامعه بزدایید و یکصدهزار آواره ساحل نشینان دریاچه را برگردانید.

از شانس بلند شما برف و باران در کوههای بابایغما و دشت های اطراف فروریخت و سیلاب راهی دریاچه هامون شد. سیستانیها برایت دعا می کردند و میگفتند استاندار از جان مایه گذاشت و آب راهی سیستان کرد.

خودتان هم شنیدید و میدانستید که این حاصل برف و باران است ما منکر گفتگوهایتان نیستیم اما همه این آب محصول مذاکرات نبود. آب آمد ما به سرکار خانم ابتکار مادر هامون لقب دادیم. پیشوازش کردیم میدانید این مادر برایمان چه کرد؟ بجای اینکه عنوان مادری هامون را حفظ کند برای دریاچه بی علف و شور ذریاچه ارومیه بودجه های میلیاردی تصویب کرد. که حتی یک ساحل نشین ندارد. اما برای فرزندش دریاچه هامون حتی یک “قوطی شیر خشک” از داروخانه نخرید تا گرسنگی بچه را درمان کند .

من در روزنامه زاهدان دو مقاله خطاب به شما نوشتم فکر نکنم دیده باشید برای اینکه، حداقل اقدامی از طرف استانداری میشد. جناب استاندار از روزیکه بر مسند استانداری تکیه زدید چند جلسه فرهنگی با نخبگان فرهنگی  و نیمروز  داشته اید، در اولین نشست مطبوعاتی من کنار شما نشسته بودم از من مسائل فرهنگی را سوال کردید من جواب را در یک جمله گفتم و شما تایید کردید، این جلسه هم به درخواست خود ما بود.

اما دیگر ما همدیگر را ندیدیم که برای فرهنگ چه کردید؟ اما جدیدا شنیده ام شما بدنبال جذب سرمایه دار هستید،کاری است بس ستودنی؛ حال که نیت خیر در جاذبه دارید پس چرا نخبگان مارا آواره می کنید؟

جناب استاندار من از هیچ دستگاهی حقوق نمی گیرم و مثل پدربزرگم یعقوب با نان و پیازی سر میکنم.

اگر که مثل دیگر نخبگان فراری نشده ام شاید هزینه سفر نداشته ام و شاید هم دلبستگی من به این آب و خاک بوده. مدتی است کوشش می کنم که نخبگان را برگردانیم اما متاسفانه شما برعکس تصمیم دارید تا با نخبگان دافعه داشته باشید،آیا فرهیختگان و نخبگان ما باید این استان را ترک کنند راستی شماچند جلسه با نخبگان فرهنگی و غیرفرهنگی داشته اید؟ آیا اصولا نخبه ها را می شناسید ؟ یا نه تصمیم دارید همه را از این استان برانید تا نخبه سرمایه دار جذب کنید شما افسری مدیر محیط زیست را که مثل یک کارگر در خاکهای دریاچه جان می کند خیلی راحت بدون هیچ مشورتی برداشتید جابجایی مدیران طبیعی است اما چگونه است که برای اداره ی چنین تخصصی یک کارشناسی بومی پیدا نمی کنید و یک غیر بومی را جایش گذاشتید که باید پنج سال زحمت بکشد تا مصیبت های محیط زیست سیستان را بشناسد جناب استاندار لابد اطلاع دارید که در بعضی شهرها مثل یزد، اصفهان و حتی کرمانشاه هیچ غیربومی حق نداردبیاید در آن شهرها مصدر کار شود میدانید چرا؟

اگر یک بومی مثل افسری قدمی برندارد ما خیلی راحت بازخواستش می کنیم اما یک غریبه بجای اینکه بما جواب گوید فوری شکایت می کند تا نیروی انتظامی بیاید. جناب استاندار من یک روزنامه نگار ساده روزنامه زاهدان هستم با ۴۵ سال سابقه کار و بدون یک ریال مزد، یک روز آقای دکتر رخشانی می گفت آقای سرابندی سعی کنید از آقای استاندار در نوشته های هایتان حمایت کنیدچون آدم زحمت کشی است.

جناب استاندار شما در امورات سیستان چگونه مشاوره می گیرید و هم چنین راجع به استان ، ما سیستانیها اهل جناح بندی نیستیم اما به نظرات یکدیگر حرمت میگذاریم در اینجا ما میخواهیم شایسته سالاری حاکم باشد نه جناح بندی.

سیستانیها در تمامی زمینه ها حرمتشان را میخواهند و خدمتگذار سیستانی هم باید در تمامی ادارات یک سیستانی آگاه و شایسته باشد نه متعلق به فلان جناح ، جناب استاندار در چندسال گذشته با جابجا کردن مدیران سیستان را به قبرستان فقر تبدیل کردند ندانم کاریها سیستان را به نابودی کشاند شما عمق فاجعه را نمیدانید عمق فاجعه خیلی دردناک است. ما این نبوده ایم آقای استاندار اگر شاهنامه سند افتخار قوم آریا و شناسنامه ایرانی است. بدانید که این سند فقط با خون سیستانیها انشاء شد که اگر پهلوانان سیستان را از شاهنامه حذف کنید دفتری بی بهاء خواهد شد و بایدنامش رستم نامه یا سیستان نامه میشد.

جناب استاندار از دوران اسطوره تا هم اکنون این سیستانیها بودند که مرزهای شرقی را با خون خود حفظ کردند تا شما در مرکز ایران و غرب، آرامش داشته باشید اگر ما مرزداران نبودیم که جلوی ترکان صحراگرد آسیای میانه را بگیریم و ترکان سلجوقی و دیگر اقوام را، اکنون نه ایران بود نه ایرانی، پس بخاطر خونهای پاک همان انسانهای پاک، نخبه ها یمان را فراری ندهید بگذارید در خاک بلولیم اما حرمتها را حفظ کنید .

کلام آخر آقای استاندار ما بودیم که حیثیت فرهنگی ایرانیان را پس از ۲۰۰ سال سکوت با شمشیر یعقوب بفارسی زبانان برگرداندیم و به ایرانیان آموختیم که فارسی بسرایند و بخوانند پس باز هم میگویم حرمتها را حفظ کنید از نخبگان بی ادعا مشورت بگیرید و شهر ماتم زده سیستان را گلستان کنید. تا مسافری که وارد شهر میشود ماتم زده نشود و سوال نکند اینجا سیستان است یا ماتم سرا.