پیدایش احزاب سیاسی و نخستین تجربه های ‌حزبی در ایران‎ - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نــــی زار : سابقه احزاب بسیار پیش تر از تشکیل ان در نظامهای پارلمانی دوران جدید است. چنانکه«در نظامهای باستان گروههایی را که موجب تقسیم جمهوریها می شدند ، حزب می خواندند» این گروهها از جهت تلاش برای کسب قدرت مشترک بودند .

خاستگاه نظام حزبی به لحاظ تاریخی با رشد گرایش به قانون اساسی و حق رای همگانی در انگلستان رابطه نزدیکی دارد .اما پیدایش احزاب سیاسی به معنایی که امروزه از ان می دانیم ، حاصل علل وعوامل خاصی است که در شرایط متناسب اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی صورت می گیرد . وحتی عده ای پیدایش احزاب سیاسی را در مراحل پیشرفته تر توسعه اجتماعی و سیاسی می دانند و اینکه تحت هر شرایطی نمی توان حزب سیاسی واقعی داشت .

بطور کلی زمینه های شکل گیری احزاب تحت شرایط زیر قابل بررسی اند.
۱-شرایط فرهنگی:از حیث فرهنگی ، فرهنگ سیاسی در جامعه باید  سبب تشویق  ان جامعه بسوی مشارکت باشد.

علت اصلی عدم شکل گیری احزاب سیاسی پا بر جا وجدی در برخی از کشورهای توسعه نیافته جهان سومی ، وجود فرهنگ کهن پدر سالاری بوده است . فرهنگی که بر اساس ان روح همکاری و مشارکت اندک بوده و همه منتظرند دیگری پا پیش گذاشته و کاری انجام دهد .خود مداری و تنبلی از عناصر اصلی این فرهنگ است و اقدام کنندگان از نظر افراد بزرگان ویاکسانی که به نظر بزرگ می رسند بانی کارهایند

در این جوامع حتی اگر احزابی در ظاهر شکل هم بگیرند ،اما از لحاظ فرهنگی دچار معظل ومشکل می شوند و روح مشارکت جمعی در ان جاری نمی شود .در این گونه جوامع حرکت به سمت مشارکت جمعی وتعاون و دوری از فرد محوری ،نهادینه کردن روح جمعی کودکان در نخستین نهادهای جمعی همچون خانواده و مدرسه است .
۲-شرایط اجتماعی:از نظر اندیشمندان سیاسی گسترش طبقه متوسط در جامعه زمینه ساز پیدایش احزاب سیاسی شده است؛ چرا که اعضای این طبقه به سبب نوع فعالیت و فرصتهای پیش رو ،زمینه فعالیتشان در این زمینه نسبت به طبقه فراتر وفروتر فراهم تر است و رغبتشان نسبت به فعالیتهای حزبی وسیاسی بیش تر است، ارسطو معتقد بود طبقات اجتماعی متوسط فضیلت سیاسی بیشتری دارند و برای مشارکت در حکومت مناسبت ترند.براساس عقیده ارسطو گروه بندی هایی که بر اساس این طبقات شکل می گیرد موجبات اعتدال جامعه را فراهم می اورد.

به عقیده بسیاری پیدایش احزاب سیاسی در کشورهاس غربی محصول رشد طبقات شهر نشین و توسعه طبقات تجاری و صنعتی بوده است.
۳-شرایط سیاسی: پیدایش احزاب سیاسی در نظامهایی که بر اساس مشارکت مردمی شکل می گیرد و ساخت قدرت در انها مشارکت پذیر است ،ممکن می شود ودر شرایط اجتماعی که طبقه متوسط رشد کرده و فرهنگ مشارکت پذیری تقویت شده ، امکان پیدایش احزاب سیاسی جدی وجود دارد.
اما نخستین جرقه های اندیشه حزبی و تشکیل گروههای سیاسی در قالب احزاب سیاسی در سرزمین کهنسال ایران به دوران مشروطیت و تشکیل نظام پارلمانی بر می گردد، هر چند قبل از ان هم فعالیتهای جمعی وجود داشته اما در نظام تحت لوای استبداد کبیر ،این فعالیتها در قالب انجمن های مخفی ،زمینه های گسترش تفکرات جدید و اندیشه ازادی خواهی ، وبه عبارتی زیر بناهای تفکر جمعی را فراهم کرده بود، اما انچه تحول اساسی محسوب می شد ،«نهضت مشروطه»بود  که بر ضد دستگاه خودکامه قاجار و سلطه بیگانگان شکل گرفت و سازمان جدید ی را در کشور به وجود اورد . بر این اساس نهادی به نام مجلس (خانه ملت) بر پا شد که امتیازات نا محدود و ازادی مطلق شاه را محدود و بخش زیادی از ان را به مجلس شورای ملی واگذار کرد .بدین گونه «مشروطیت»نقطه عطف تاریخی و لحظه گسست نظام کهن و استبدادی و ورود ایران به دوره جدید تاریخ خود می باشد.
حدود ۱۱۰سال از صدور فرمان مشروطیت و به رسمیت شناخته شدن حق دخالت مردم ایران در سرنوشتشان می گذرد ودر این برهه زمانی مردم دهها بار پای صندوقهای رای رفته اند و دهها حزب سیاسی را تجربه کرده اند .
پیدایش احزاب سیاسی پیامد بازگشت ازادی است و مشروطیت فرصتی برای رشد و شکل گیری گروهها و دستجات سیاسی و اجتماعی متعدد را فراهم اورد، وبه انها شکل تازه ای بخشید و از حالت مخفی خارج و جنبه علنی واشکار به خود گرفتند.
ملک الشعرای بهار می گوید :«دراغاز مشروطه دو حزب در ایران پیدا شد :مشروطه خواه و مستبد ». مشروطه خواهان که عددشان قلیل ولی بیشتر با سواد و روشنفکر بودند و می توان انان را طبقه دوم نامید ، مستبدان را جاهل و ظالم و ارتجایی و غارتگر می شمردند .در دوره اول مجلس شورای ملی هیچ حزبی به صورت رسمی نماینده نداشت؛ اما در ان مجلس سه جریان سیاسی وجود داشت :«معتدلها،ازادی خواهان  و بی طرفها »معتدلها محافظه کار وازادی خواهان تند روتر وافراطی بودند.بی طرفها هم گاهی متمایل به این طرف وگاه متمایل به ان طرف می شدند.
با تعطیلی مجلس اول توسط محمد علی شاه مستبد و شروع دوران استبداد صغیر زمینه مساعدی برای ظهور تشکیلات سیاسی سازمان یافته تر فراهم شد.انچه در تاریخ مشروطیت به نام فعالیت حزبی ذکر می شود ، به دوره پس از استبداد صغیر و باز گشایی دوره دوم مجلس شورای ملی اختصاص دارد .پس از افتتاح مجلس دوم دو حزب به نامهای دموکرات(عامیون) و اجتماعیون-اعتدالیون در مجلس حضور یافتند.از جمله اعضای حزب دموکرات می توان به سید حسن تقی زاده، سلیمان میرزا اسکندری،و سید رضا مساوات اشاره کرد. این حزب در میان جوانان طرفداران زیادی داشت و روزنامه های مشهوری همچون ایران نو،شفق و نوبهار را چاپ می کرد.واما حزب اجتماعیون-اعتدالیون حزبی میانه رو و از گروه معتدل مجلس اول تشکیل شده بود وبیشتر به تکذیب سیاست دموکراتها می پرداختند، اعضای این حزب دموکرات ها را تند رو وافراطی می خواندند، روزنامه«مجلس» که توسط سید محمد صادق طباطبایی منتشر می شد  رسما به ارگان این حزب تبدیل شد.اعتدالیون هم در مجلس و هم در خارج از ان طرفداران بیشتری داشتند .«دهخدا ،سید محمد صادق طباطبایی ،معین التجار ،ایت الله بهبهانی ،سپهدار اعظم تنکابنی…وغالب اعیان و روحانیون و اکثریت نمایندگان مجلس یا عضو این حزب بودند ویا هوادار ان.»
در کنار این حزب عمده برخی احزاب کوچکتر همچون حزب «اتفاق وترقی» که بعدها با حزب اجتماعیون-اعتدالیون متحد شد و حزب «ترقی خواهان لیبرال» نیز حضور داشتند.
بدین ترتیب این مشروطیت برایند از خواست واراده مردم بود که به دوران استبداد کبیر پایان داد و فرصتی را برای رشد و شکل گیری گروهها و دستجات سیاسی واجتماعی متعدد فراهم نمود وهر چند پس از مدت زمانی وبا روی کار امدن حکومت خود مدار پهلوی نظام مشروطیت به بیراه رفت وتنها نامی از ان باقی ماند ولی نهضت بزرگ مردم ایران به رهبری امام خمینی دوباره دوره ای جدید از نظام مردم سالاری بر پایه دیانت اسلام اغاز واحزاب وگرایشهای مختلف مجالی برای خودنمایی وعرض اندام یافتند.

محمد پودینه

۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۴

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.