مردم سیستان پیشتازتر از مختار - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار – زمانی که معاویه پس از صلح با امام حسن مجتبی(ع) بر عالم اسلام مسلط شد، برخلاف شرایط صلح دست به یکی از زشت ترین کارها زد و آن اعلام رسمی سب و لعن حضرت علی(ع) در سراسر ممالک اسلامی بود، ولی مردم سیستان در برابر چنین فرمانی مقاومت کردند و حاضر به اجرای آن نشدند. در توضیح ماجرای این مقاومت مردمی باید گفت: معاویه به فرمانروایان خود در عالم اسلام حکم کرده بود در منابر و خطبه ها پس از حمد و سپاس خداوند، درود بر پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و درود بر خلیفه (خودش)، وجود مقدس امیرالمومنین علی(ع) را سب و لعن کنند. ولی با وجود این فرمان مردم غیور و ولایی سیستان در برابر این دستور ایستادند و حاضر نشدند به دستور او گردن نهند.

با اشاره به منابع معتبر تاریخی ازجمله تاریخ سیستان، احیاء الملوک (ملک شاه حسین سیستانی)، معجم البلدان یاقوت حموی (که یاقوت نسبت به تشیع کینه و عداوت داشته است) و…می توان گفت: نویسندگان این کتاب ها اذعان دارند، مردم سیستان حاضر به انجام چنین عمل زشتی نشدند.حتی مورخ اهل سنت «وهبی شامی» در کتاب «میزان الاعتدال» آورده است: در دوره بنی امیه و زمانی که در شرق و غرب جهان اسلام بر منابر، علی بن ابی طالب را لعن می کردند، مردم سیستان از این اقدام امتناع ورزیدند، تا این که در عهدنامه خود با بنی امیه شرط خود مبنی بر لغو این دستور را گنجاندند. «الحق همین شرف ایشان را کافی است و در صفای فطرت اصلی ایشان برهانی وافی و شافی».

در توضیح مقاومت های مردم ولایت مدار سیستان گفت: حاکم سیستان از طرف معاویه مردم این خطه را بیشتر تحت فشار قرار داد و گفت: اگر حضرت علی(ع) را لعن نکنید، در ازای هر یک نفر باید یک مثقال طلا به عنوان جریمه بپردازید.

مردم این جریمه را پذیرفتند و از لعن امیرالمومنین علی(ع) خودداری کردند در نتیجه مقدار این جریمه تا ۱۰ مثقال طلا به ازای هر یک نفر افزایش یافت اما مردم باز هم زیر بار نرفتند و بدون هیچ اکراهی جریمه را پرداختند تا آن عمل شنیع را مرتکب نشوند. این مقاومت و طرفداری از امام علی(ع) برای از پا درآوردن این مردم دوستدار خاندان نبوت و درهم شکستن مقاومت آنان بدان جا رسید که عمال بنی امیه طی اقدامی برنامه ای طرح کردند که سر زنان بزرگان سیستان را در ملاء عام بتراشند تا مردم به کار زشت لعن حضرت علی(ع) تن بدهند، اما مردم بزرگوار سیستان که بسیار غیور و نسبت به نوامیس خود حساس هم بودند اگرچه حاضر به تحمل این بی احترامی نسبت به زنان خود شدند اما به ساحت مقدس امیرالمومنین علی(ع) جسارتی نکردند. ملک شاه حسین سیستانی در کتاب خود «احیاءالملوک» در این باره آورده است… «چون دیدند که مردم سیستان به هیچ وجه با این جریان همداستان نشدند، دست از ایشان برداشتند و از آن زمان تا حال اهالی سیستان به محبت اهل بیت(ع) راسخ و ثابت قدم هستند.»

قیام مردم سیستان در دفاع از عاشورا

در نمونه دیگری از محبت اهالی سیستان به اهل بیت پیامبر اسلام به واکنش آنان به فاجعه بزرگ کربلا اشاره کرد و گفت: ۳۰ سال پس از ورود اسلام به سیستان فاجعه کربلا روی داد در حالی که مردم بسیاری از نقاط ایران در آن دوره هنوز به مکتب اسلام نگرویده بودند، هنگامی که خبر شهادت امام حسین(ع) و اسارت دختران رسول ا… به مردم سیستان رسید، مردم ولایت مدار سیستان در برابر آن موضع گرفتند و به خروش آمدند و در برابر دستگاه جبار یزید دست به قیام زدند.

ا این حرکت از این رو مهم است که استبداد و اختناقی که یزید در عالم اسلام حاکم کرده بود، باعث شد مردم عراق، شام و حجاز به عنوان مناطق مهم عالم اسلام در برابر حاکم جرات مخالفت نداشته باشند، ولی مردم دلاور سیستان به خروش آمدند و چنان عمل کردند که «عبادبن زیاد» حاکم بنی امیه در سیستان بیت المال را برداشت و فرار کرد. وی با اذعان به این که گرچه جزئیات قیام مردم سیستان را پس از فاجعه عاشورا در تاریخ نداریم، شواهد حاکی از دلاوری مردم و حضور به هنگام آنان در صحنه است که باعث می شود، عبیدا…ابن زیاد که حاکم نیمه شرقی عالم اسلام از سوی یزید بود و به قساوت قلب و سخت گیری مشهور، دریافت که با زور در برابر مردم سیستان به نتیجه نمی رسد و بنابراین دلجویی از آنان را در دستور کار خود قرار داد و دو برادر دیگرش را به عنوان حاکمان سیستان به این خطه مامور کرد و آنان به لطایف الحیل سعی کردند این حرکت مردمی را آرام کنند.

سیستانی ها قبل از مختار به دفاع از اهل بیت(ع) برخاستند

به هر حال مردم سیستان پیشتازی خروش نسبت به ظلمی که به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) روا شد، برای خود رقم زدند، در حالی که قیام توابین و قیام مختار علیه بنی امیه و خون خواهی امام حسین(ع) پس از مرگ یزید، یعنی در سال ۶۵ هجری صورت گرفت. در حالی که مردم سیستان در همان سال ۶۱ و در فاصله کوتاهی یعنی زمانی که خبر این فاجعه به آنان رسید، علیه حکومت دست به قیام زدند از این رو مردم سیستان فضیلتی دارند که دیگران از آن محروم اند.

نامه امام جواد(ع) به فرماندار سیستان

با اشاره به این که مدارک و شواهد ارادت مردم سیستان به ائمه اطهار(ع) متعدد است به شرح نامه ای پرداخت که حضرت امام محمدتقی (ع) به فرماندار سیستان نوشته اند. معمولا از ائمه اطهار(ع) خطاب به مردم و مسئولان کمتر نامه ای می توان یافت و این نامه نشان می دهد، فرماندار سیستان در آن دوره از محبان اهل بیت(ع) بوده است که حضرت امام محمدتقی(ع) ایشان را شایسته دیده اند و به وی سفارش هایی در این نامه فرموده اند. متن نامه به این شرح است: «بسم ا…الرحمن الرحیم، سلام بر تو و بندگان شایسته خداوند، ای والی سیستان قدرت و حکومت امانتی است در اختیار تو تا خدمت گزار بندگان خداوند باشی، با این قدرت و توانایی باید به برادران دینی خود کمک کنی و به یاری آنان بشتابی. تنها چیزی که برای تو باقی می ماند نیکویی ها و کمک هایی است که در این مقام به برادران دینی خود می کنی. آگاه باش که خداوند در قیامت از تمام کارهای تو بازخواست می کند و کوچک ترین عملی از خداوند پنهان نخواهد ماند. محمدبن علی جواد»

با اشاره به نکات مطرح شده و موارد دیگری از عظمت مردم سیستان در تاریخ وجود دارد. اما کمتر کسی به این موارد توجه کرده است، تا از عظمت و محبت و اعتقاد آنان به ولایت امیرالمومنین علی(ع) و اولاد ایشان یاد کند، استاد فقید، محقق برجسته حجت الاسلام علی دوانی، که نسبت به مردم سیستان عشق و علاقه خاصی داشتند در کتابی با نام «افتخارات مردان مرد سیستان»، مردم این منطقه را مورد توجه قرار داده اند و بیشتر موارد یاد شده، از این کتاب گرفته شده است.