وضعیت روستاهای استان سیستان و بلوچستان از نظر میزان درآمد، فوق حاد و شبه فاجعه، ارزیابی می‌شود!!! - پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار

نی زار : روستاییان این استان در فقر نسبی فوق حاد و فاجعه‌آمیزی دست و پا می زنند، اختلاف بین درآمد روستاییان سیستان و بلوچستان با متوسط کشوری، رقمی معادل ۵۳۸۱۸۰۰ تومان در سال است یعنی ماهیانه ۴۴۸۴۸۳ تومان و وجود چنین کسری در سطح استاندارد و رفاه جامعه‌ی روستایی این استان، اثرات نامطلوبی گذاشته و خواهد گذاشت و این بدان معنی است که روستاییان این استان در فقر نسبی فوق حاد و فاجعه‌آمیزی دست و پا می‌زنند.

 59

مرکز آمار ایران، برآورد هزینه و درآمد خانوار شهری و روستایی

برآوردهای آماری از دخل و خرج خانوار روستایی در سال ۱۳۹۲ نشان می‌دهد که متوسط کل هزینه‌ی خالص یک خانوار روستایی در کشور ۱۲ میلیون و ۹۶۱ هزار تومان بوده که نسبت به سال قبل ۱۹.۸ درصد افزایش یافته است. همین شاخص برای استان سیستان و بلوچستان حدود ۸ میلیون و هزار و ششصد تومان بوده است که نسبت به سال قبل افزایشی مشابه داشته است.

متوسط درآمد اظهار شده‌ی سالانه‌ی یک خانوار روستایی هم در کل کشور ۱۲ میلیون و ۹۵ هزار تومان بوده که این شاخص برای استان سیستان و بلوچستان ۶ میلیون و هفتصد و سیزده هزار و دویست تومان برآورد گردیده و این واقعیت بدان معنی نیست که روستاییان استان در هزینه‌کرد درآمدهای در اختیار، صرفه‌جویی نموده اند بلکه عملاً پولی برای هزینه‌های معمول خود در اختیار نداشته‌اند.

اگر روستاییان استان سیستان و بلوچستان را با ثروتمندترین روستاهای ایران مقایسه نکنیم و در این قیاس فقط به میانگین کشوری درآمد روستاییان بسنده نماییم، برآوردها نشان می‌دهد که طی سال ۱۳۹۲ روستاییان این استان، درآمدشان ۹.۲ درصد کمتر افزایش داشته است.

 

روستاییان استان سیستان و بلوچستان، فقیرترین روستاییان کشور

در سطح ملی به طور متوسط درآمد یک روستایی ۱۲ میلیون و ۹۵ هزار تومان و روستاییان این استان ۶ میلیون و هفتصد و سیزده هزارو دویست تومان درآمد داشته اند، یعنی درآمدشان رقمی معادل ۵۳۸۲۳۰۰ تومان کمتر از متوسط کشوری و معادل ۵۵.۵ درصد متوسط درآمد روستاییان ایران بوده است. به تعبیری دیگر روستاییان این استان، فقیرترین روستاییان کشور هستند.

 

در بررسی هزینه‌ی خانوارهای روستایی استان، ملاحظه می‌شود که در سال ۹۲ هر خانوار روستایی در این استان علی‌رغم درآمد اندک نسبت به متوسط کشوری، در یک مدیریت تنازع بقایی بر هزینه‌های مترتبه‌ی زندگی خود، مبلغی معادل ۱۲۸۸۴۰۰ تومان هزینه نموده است.

 

روستاییان این استان در فقر نسبی فوق حاد و فاجعه‌آمیزی دست و پا می زنند.

اختلاف بین درآمد روستاییان سیستان و بلوچستان با متوسط کشوری، رقمی معادل ۵۳۸۱۸۰۰ تومان در سال است یعنی ماهیانه ۴۴۸۴۸۳ تومان و وجود چنین کسری در سطح استاندارد و رفاه جامعه‌ی روستایی این استان، اثرات نامطلوبی گذاشته و خواهد گذاشت و این بدان معنی است که روستاییان این استان در فقر نسبی فوق حاد و فاجعه‌آمیزی دست و پا می‌زنند.

 

چرا وضعیت درآمدی روستاییان در این استان چنین است؟

چرا وضعیت درآمدی روستاییان در این استان چنین است؟ آیا مردم به وظیفه ی خود عمل نکرده‌اند؟، ظرفیت‌های استان ضعیف است؟، یا دولت در عمل از انجام وظایف خود عقب مانده است؟

مردم در نهایت تنازع بقا با شرایط محیطی حاکم در این استان، گرمای شدید، وجود بادها و طوفان‌های طاقت فرسا، ناامنی‌های مقطعی، خشکسالی‌های مزمن و هزاران بدبختی دیگر، همه‌ی تلاش‌های ممکن و در دسترس خود را به‌کار بسته‌اند، اما نتیجه‌ی وضعیت درآمدی آن‌ها، همین چیزی است که بر قلم مرکز آمار ایران جاری شده است.

ظرفیت های استان را هم در یک کلام از بیان رهبر معظم انقلاب باید پذیرفت که: «استان سیستان و بلوچستان، استانی است با ظرفیت‌های فراوان و پنهان و محرومیت‌های آشکار»

 

عمق عقب ماندگی‌های استان در حدی بوده است که که با این سطل‌های بودجه‌ای و معمول، این چاله‌ی عمیق، قابل پر شدن نیست.

سالیان متمادی همه‌ی شخصیت‌های کشور و مسئولین همه‌ی دولت‌های برخاسته، همواره انگشت نشان‌شان در اولویت‌های برنامه‌ای و بودجه‌ای به استان سیستان و بلوچستان بوده است، حالا بعد از سی و پنج سال، اجرای برنامه‌های متنوع در استان، چرا با این وضعیت درآمدی مواجهیم، به نظر می‌رسد، عمق عقب ماندگی‌های استان در حدی بوده است که که با این سطل‌های بودجه‌ای و معمول، این چاله‌ی عمیق، قابل پر شدن نیست و باید دولت انسان محور جمهوری اسلامی ایران، هر چه سریع‌تر با اهم و مهم کردن محل هزینه‌ها در سطح کشور، برای ارتقاء سطح زندگی و رفاه روستاییان این استان، چاره‌ای بیندیشد و برنامه‌ی جهشی توسعه‌ی استان را در کوتاه مدت و در اسرع وقت تنظیم و اجرا نماید.

آنانی که در اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها، دم از اجرای عدالت می‌زدند، سهم یارانه‌ی روستاییان فقیر سیستان و بلوچستان را درست مساوی ثروتمندترین روستاییان کشور رقم زدند، در قریب به اتفاق روستاهای کشور مردم از نعمت گاز خانگی برخوردارند، اما مردم این استان با قیمت‌های بالایی و در بدترین وضعیت نظارتی به دنبال سیلندرهای گاز در حال افتان و خیزان هستند، برای خرید نهاده‌های کشاورزی و دامپروری، اینان را با روستاییان ثروتمند کشور یکی دانسته و یارانه‌های مربوطه را حذف و هیچ توجه ویژه‌ای متوجه‌شان نیست.

بخشی از زمین‌های کشاورزی آن‌ها را در طرح‌های امنیتی مرزی قرار داده و از نزدیک شدن و حتی نگاه کردن به سمت آن ممانعت می‌شود.

با اجرای طرح‌های امنیتی، مرز وسیعی که به تنهایی می‌تواند با برنامه‌ریزی دلسوزانه و اصولی، درآمد همه‌ی روستاییان را در حد قابل قبولی ارتقاء دهد، بسته و اینان را که خود مرزداران و حافظان این سرزمین هستند، از نزدیک شدن به آن جلوگیری می‌شود.

امام علی(ع) می‌فرمایند: «من لا معاش له لا معاد له، از کسی که برای تأمین معاش زندگی‌اش مشکل داشته باشد، انتظار معاد نداشته باشید» و بر همین اصل، علما و دانشمندان روان شناسی نیز تأکید داشته‌اند که تا نیازهای سطح پایین انسان تأمین نشود، او به نیاز امنیت، نیاز به محبت و نیازهای منزلت اجتماعی و تعالی نمی‌اندیشد، بنابر این مجبور است خطر کند و تن به انواع جرائمی بدهد که از آن به بعد همین کشور باید هزینه‌های بسیار گزافی را غیر آبرومندانه برای کاهش اندکی از آن انجام دهد.

 

برنامه‌ی امداد و نجات دولت برای رهایی مردم از این وضع فلاکت بار چیست؟

اما تا دولت سرمایه‌گذاری جهشی را صورت دهد و زمینه‌ی اصولی توسعه فراهم شود، با مردمی که دچار سوء تغذیه هستند و در فقر، دست و پا می زنند و در تأمین هزینه‌های ضروری زندگی خود وامانده‌اند، چه باید کرد؟

این وضعیت درآمدی، روستاها را در یک بحران رفاهی قرار داده است و برای حل آن، فرآیند و گردش کار مدیریت بحران باید اعمال گردد، باید مسئولین نظام و به‌ویژه مدیران استانی، موریانه‌ای که قصد جان انسان‌های ساکن در روستاهای سیستان و بلوچستان را نموده است، جدی گرفته، برنامه‌ی امداد و نجات دولت برای رهایی مردم از این وضع فلاکت‌بار را ارائه و اجرایی نمایند، بنابراین حسب وظیفه‌ی انسانی و تخصصی، پیشنهاداتی برای خروج از این وضعیت، به صورت اضطراری ارائه می‌شود.

 

پیشنهادات

  • دولت مابه‌التفاوت درآمد روستاییان سیستان و بلوچستان با متوسط درآمد روستاییان کشور را که مبلغی معادل ۴۴۸۴۸۳ تومان در ماه برای هر خانوار می‌باشد، در قالب یارانه‌ی نقدی پرداخت کند.
  • همه‌ی خانوارهای روستایی که تحت پوشش بیمه‌‌ی تأمین اجتماعی روستاییان و عشایر نیستند، به طور رایگان تحت پوشش قرار گیرند و اعتبار آن را دولت تأمین نماید.
  • برای ساکنین مناطقی که وابسته به آب خارجی هستند، مثل منطقه‌ی سیستان، یارانه‌ی زیان ناشی از عدم تأمین آب و خسارت‌های ناشی از آن چون کاهش ارزش املاک و دارایی‌های آن‌ها برقرار نمایند.
  • در قالب تعاونی‌های مبادلات مرزی، مردم را سازماندهی نموده، اجازه‌ی فروش سوخت به کشورهای همسایه به این تعاونی‌های مردمی داده شود.
  • دولت در تأمین نهاده‌های کشاورزی از قبیل بذر، نهال، کود و سموم، گوساله و بره و همین‌طور علوفه‌ی دامی، مردم را یاری نماید.
  • برای جلوگیری از بازماندن دانش‌آموزان و دانشجویان روستایی و عشایری استان، از ادامه‌ی تحصیل، شهریه‌ی تحصیلی آن‌ها توسط دولت تأمین گردد.
  • به دانش‌آموزان و دانشجویان روستایی و عشایری استان، پوشاک، تغذیه و لوازم‌التحریر مناسب در قالب سبدهای کالای تحصیلی داده شود.
  • با تعیین سقفی برای مصرف آب، برق، و گاز، روستاییان از پرداخت بهای آن معاف شوند.
  • توسط متولیان امر نظارت شود، سطح خدمات عمومی در روستاها و شهرهای استان، معادل سطح میانگین کشوری قرار گیرد.
  • با توجه به ارتباط سیستماتیک و متوازنی که قاعدتاً بین روستاها و شهرها وجود دارد و اغلب شهرهای استان نیز، به اصطلاح، روستاشهر می‌باشند و شهروندان این شهرها از منبع روستاهایی با چنین وضعیت درآمدی، درآمد مناسبی را ندارند، ساکنین شهرهای استان نیز درصدی پایین‌تر از همه‌ی کمک‌ها و یارانه‌های فوق‌الاشاره را دریافت نمایند و دولت برای سرپا ماندن و زنده شدن خدمات شهری، به شهرداری‌های این استان از طریق افزایش چشمگیر اعتبارات عمران شهری، کمک نماید.

عباس نورزایی

عباس نورزایی

عباس نورزایی