نی زار : سیستان وبلوچستان ، استانی است که از جنوبی ترین نقطه تا شمالی ترین نقطه اش را بسیاری با نواهای فولکور خاصش می شناسند . مردان سالخورده ای که چین و چروک دست و صورتشان ، زخمه بر ساز می زند تا اندک توشه ای برای گذران زندگی کسب نمایند .
نغمه های محلی وسازهایی که روح آدمی را با شوری که در آن نهفته ، پیوند می دهد و سر بر آستان دوست نهادن را به عاریه برای چند دقیقه ای به نیوشندگانش صله می دهد .
اگر چه سخن گفتن از پیشینه ی درخشان موسیقی بومی در استان تکرار مکررات است اما بسیاری می دانند که نقش موسیقی در شناسایی بوم و فرهنگ این سامان تا چه میزان تاثیر گذار بوده است .
نواها و نغمه های ارشمند ، که گاه باکلام و عمدتا بی کلام ، سفیر فرهنگی شایسته ای برای سیستان وبلوچستان بوده اند . استاد شیرمحمد اسپندار با نوای دلنشین دونلی اش از جنوب و استاد حبیب الله قادر آتشگر با سوز قیچکش در شمال استان ،طلایه داران موسیقی بومی در دو دهه اخیرند که هر کدامشان همچنان هشت شان گرو نه شان است .
اما موسیقی در سیستان وبلوچستان روایت دیگری نیز دارد که خواسته یا ناخواسته در طول سالیان دراز در انزوا بوده است . انجمن موسیقی سیستان وبلوچستان به مدیر عاملی استاد احمد گلیانی سالهاست که در تلاش است تا جوانان این استان را با مولفه های تئوری و عملی استاندارد موسیقی ملی و جهانی آشنا کند .
موسیقی غیر بومی در استان ما فراز و فرود های بسیاری داشته و اگر پای صحبت خاک خوردگان انجمن موسیقی بنشینی از بی مهری های متواتر بانیان فرهنگ و هنر در استان گله مندند .
به راستی سهم موسیقی ،موسیقی دانان ، نوازندگان و خوانندگان استان در سبد فرهنگی ساکنین استان کجاست و چه عواملی موسیقی در سیستان وبلوچستان را به این نقطه ی نامیمون رسانده است ؟
زنده یاد شهری ، شریف و بسیاری دیگر از موسیقی دانان و خوانندگان استان تنها در یک دوره ی کوتاه عرض اندام نموده و همینک اگر آرشیو موسیقی آنانی که دل در گرو این هنر دارند را جست و جو کنیم به غیر از آلبوم ارزشمند اوشیدا با صدای محسن ذوالفقاری که همینک سکان حوزه ی هنری در دست اوست هر آهنگ شایسته ای که پیدا شود برای سالیان دور است !
اگرچه بسیاری فقدان زیر ساخت های لازم برای ضبط و اجرای موسیقی را مهم ترین عامل در پسرفت موسیقی غیر بومی در استان می دانند اما بی مهری اهالی فرهنگ را شاید بتوان مهم ترین نمکی دانست که همواره بر این زخم پاشیده می شود .
موسیقی زمانی خواهندگانش را به خود جذب می کند که بتواند در صحنه های مختلف با اجرا های متعدد هم مشوقی برای نوازندگانش باشد و هم عاملی برای جذب هنرجویانش! موردی که در استان ما علی رغم تمامی هجمه های شدید فرهنگی برای جوانانش ،پاشنه آشیلی برای رشد و نمو این هنر است .
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها سالنی که تنها دویست و ده نفر گنجایش دارد را به سینما تبدیل کرده و حجم عظیم امکاناتی که برای سینما در سالن اشراق زاهدان هزینه شده مجالی برای اجرای هنرمندان نمی گذارد .
دانشگاه سیستان وبلوچستان ،سالن هایش را با قیمتی دوچندان کرایه می دهد و سالن مناسب دیگری هم برای اجرا در این شهر وجود ندارد .وقتی در شهری اجرای عمومی صورت نگیرد نه هنرمندی تشویق می شود و نه شاگردی به رتبه ی بالاتر می رسد و نه حتی هنرجویی رغبتی برای آموزش می بیند .
از سوی دیگر به دلیل مشکلات مالی آلبوم جدیدی هم روانه ی بازار فرهنگی نمی شود و مردمان سیستان وبلوچستان هرگاه بخواهند اثری بومی را نیوش کنند به ناچار سراغ آرشیوی می روند که سالیان سال است به آن خو کرده اند و این می شود که موسیقی در سیستان وبلوچستان درست در همان جایی می ماند که ده سال پیش بوده است !
موسیقی سیستان وبلوچستان در دهه های قبل رشد چشمگیری داشت و شاهد این سخن اجراهای متفاوت هنرمندان این دیار در کشور های مختلف بوده است ، اما امروز همان هایی که در کشور های مختلف نوای دلنشین سازشان سالن های بسیاری را به شور می انداخت همینک حسرت به دل اند که چرا نمی توانند لحظات مفرحی را برای همشهریان خود رقم بزنند .
امید است متولیان فرهنگ و هنر به ویژه فرهنگ و ارشاد برای بی سامانی فعلی موسیقی در استان چاره ای بیاندیشند و الا اگر وضع بر همین منوال پیش برود دیگر همین اندک استادی که نه از سر شوق نام و نان که تنها برای دلبستگی شان پای در عرصه موسیقی گذاشته اند نیز عطای موسیقی را به لقایش خواهند بخشید . کما اینکه بسیاری چنین کرده اند ! بگذریم که در خانه اگر کس است …
داود صیاد /
