نی زار : وقتی پدرم در سال ۱۳۳۷ در روستای کفتارگی از توابع شهرستان زهک، ازدواج کرد، از نظر معیشتی عرصه را برای ادامهی زندگی تنگ دید و با توجه به آغاز مهاجرتهای عمومی مردم سیستان به ترکمنصحرا، به اتفاق همسرش، ترک دیار کرد و در شرایطی بسیار سخت، بدانجا هجرت نمود.
در اوج این سختیها یک سال بعد، در یکی از سازمانهای کشاورزی متعلق به یکی از بزرگمالکان شهرستان کلاله به دنیا آمدم و دوران کودکی را در دامن طبیعت یعنی در مزارع کشاورزی، پشت سر گذاردهام.
حدود ۵ ساله بودم که خانوادهام به سیستان برگشتند و برای شروع تحصیلات، من را به دبستان صفوی در روستای زهک سپردند. در پایهی پنجم تحصیل میکردم که جغد شوم خشکسالی بر پیشانی سیستان، آواز مهاجرت عمومی دیگری سر داد و خانوادهام مرا نزدِ یکی از بستگان، جا گذاشته و خود مجدداً به استان گلستان مهاجرت نمودند. پس از پایان تحصیلات دورهی ابتدایی، من نیز به آنها ملحق شدم.
… اینها عباراتی است که نگارنده در مطلع کتابی از خاطراتش آورده است، او کسی است که به عنوان یک سیستانی، شرایط مختلفی از گرم و سردهای سیستان را در دههی پنجاه تا نود و در خود سیستان، در دیار هجرت یعنی استان گلستان، دامغان، همدان گذرانده، قبل از انقلاب در شرایط مبارزات دوران انقلاب واقع گردیده، با پیروزی انقلاب از بنیانگذاران جهادسازندگی سیستان بوده و در این نهاد، با وضعیت تکتک روستاهای سیستان آشنا شده و اقداماتی برای سازندگی آن انجام داده، جهادسازندگی را مدیریت کرده، در سختترین شرایط امنیتی به بدترین نقطهی استان یعنی نیکشهر و قصرقند مهاجرت و چندی مدیریت جهادسازندگی آنجا را عهده داشته، برای یاری رزمندگان اسلام، مقری را در بستان و آبادان دایر و اعضای شوراهای اسلامی روستاهای سیستان را بدانجا اعزام و به پشتیبانی از رزمندگان پرداخته، سفرهایی به بعضی از کشورها داشته و اینک بعد از ۳۷ سال خدمت، بخشی از این کولهبار خاطرات را در قالب کتابی با عنوان«راهِ رفته، خاطرات جهادسازندگی» تقدیم علاقمندان به این مرزو و بوم نموده است.
این کتاب از ۸ فصل تشکیل شده است.
در فصل اول، که عنوان قبل از انقلاب را به خود گرفته، حاوی ۱۰ خاطره، در بارهی مبارزات ضدشاهی نویسنده میباشد.
فصل دوم کتاب، بنیانگذاری نهاد شوراها در سیستان، نام گرفته و خواننده را با فضای انقلابی حاکم در سیستان و مبارزات ضد ظلم و ستم در روستاها آشنا میسازد و همچنین سختی فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی در دوران پس از انقلاب را در قالب ۲۳ خاطره در منطقهی سیستان به تصویر میکشد.
در فصل سوم کتاب که حاوی ۴۰ خاطره است، خواننده، همپای جهادگران جهادسازندگی زابل با رفتار، طرز تفکر، بینش و کارکرد جهادگران آشنا میشود و در شادیها و لذات، غم و حزن آنها و آرزوهایشان آشنا میشود.
۱۵ خاطرهی فصل چهارم، ناامنی و شرارتهای پیش روی جهادگران در جبههی سازندگی روستاهای استان سیستان و بلوچستان را تشریح میکند. سازندگی روستاها در جهادسازندگی نیکشهر، با ۲۳ خاطره در فصل پنج کتاب تشریح شده است.
۲۱ خاطرهی دیگر نیز با عنوان جهاد و شهادت، در دو فصل دیگر کتاب ارائه گردیده است.
کتاب راهِ رفته، خاطرات جهادسازندگی، اولین کتاب خاطرهای است که از جهادگران جهادسازندگی سیستان بلکه استان، به زینت طبع آراسته شده، این کتاب توسط نشر نصوح در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در تیرماه سال ۱۳۹۳ به چاپ رسیده است.
دکتر منصور شاهولی، استاد دانشگاه شیراز بر این کتاب تقریظی زده که متن آن چنین است:
«هنگامی که از ضرورت حفظ میراثها، سخن به میان میآید، معمولاً ابنیهها، اماکن، اشیاء و اشخاص به ذهنها متبادر میشود. ولی میراثهای شفاهی نیز، اگر نه بیشتر، ولی به همان اندازه، دارای اهمیت بوده و باید از آنها محافظت شود.
اگر میراث چهارگانه، نخست ظهور ظاهری دارند، میراثهای شفاهی در سر و سینهی افراد پنهاناند که مکتوب کردن آنها بهترین راه ظهور آنها و برای ماندگاری بیشتر باید هنرمندان آستین بالا زنند.
این راهِ رفته، میراث شفاهی جهادگرانی است که در این سال فرهنگ، با مدیریت جهادی، و برای ایجاد اقتصاد مقاومتی توسط نسلهای حاضر و آینده، باید ثبت و ضبط گردد.
پیشنهاد میشود تا خوانندگان، راهِ رفته را نه با چشم سر، بلکه با چشم دل بخوانند و پیامهای آن را با یک عزم ملی در خدمت به نظام جمهوری اسلامی ایران بهکار گیرند، تا این میراث شفاهی را همه با هم، برای سازندگی ایران از نسل حاضر به نسلهای آینده بسپارند، انشاءالله.»
عباس نورزایی

