- پایگاه اطلاع رسانی و تحلیلی نــی زار - http://www.neyzarnews.ir -

از بین رفتن اشتغال، میراث شوم خشکسالی های سیستان

خشکسالی های مداوم و چندین ساله سیستان چنان تاثیرات منفی و مخربی بر این منطقه برجای گذاشته است که بسیاری از این تاثیرات به راحتی قابل درک و دیدن می باشد و در پاره ای از موارد برای فهمیدن عمق فاجعه نیاز به تحقیقات گسترده ای نیست و به آسانی می توان تبعات این خشکسالی ها را مشاهده نمود، که از آن جمله می توان به معضلات زیست محیطی، فرهنگی و حتی امنیتی اشاره کرد.

در این بین البته بیشترین ضربه به اشتغال منطقه وارد شده است. از جایی که الگوی اصلی اشتغال در منطقه سیستان به سه مورد کشاورزی، دامپروری و شیلات منحصر می شده است، بدیهی ست که در صورت عدم در اختیار داشتن مقدار کافی آب، تمام این فعالیت ها تحت الشعاع قرار بگیرد. به این وضعیت باید ساخت و ایجاد دیوار مرزی را نیز اضافه کنیم که باعث بی بهره شدن مرزنشینان از مواهب تجارت مرزی شده است.

ششش [1]

این حرف به معنی آن است که محل درآمد تعداد زیادی از خانوارهای سیستانی با چالش مواجه شده است و طبیعی ست که این اتفاق، پیامدهای ناگواری از جمله مهاجرفرستی، گسترش اشتغال های کاذب و غیر قانونی، تکدی گری، افزایش خرده جرائم اجتماعی و سرقت و مهم تر از همه این ها از بین رفتن روحیه کار و فعالیت های مفید و قانونی و از دست رفتن امید به زندگی را در پی داشته باشد و تمام این شرایط چندین سال است که در منطقه سیستان حکمفرماست و طی این مدت شاهد کمتر تغییری در این وضعیت بوده ایم.

بررسی مجموع خواسته ها و مطالبات مردم در این شرایط نشان دهنده ی آن است که افکار عمومی و حتی برخی مسئولین مهم ترین نیاز امروز سیستان را آب قلمداد می کند ولی نکته اصلی اینجاست که بر فرض محال اگر بپذیریم که در آینده نزدیک آب منطقه سیستان به اندازه کافی و حتی به حد وفور موجود باشد آیا همه نیاز به اشتغال در این منطقه را می توان با فعال کردن بخش های کشاورزی، دامپروری و شیلات مرتفع نمود یا خیر؟

برای پاسخ دادن به این موضوع باید به دو نکته اساسی توجه نمود، نخست جامعه مورد نظر و افراد تشکیل دهنده این جامعه و در گام دوم بررسی زیرساخت و شرایط این نوع از اشتغال است. با نگاهی دقیق به جامعه مورد بحث می توان به دو تغییر مهم افراد این جامعه نسبت به سال های گذشته یعنی زمانی که گرفتار خشکسالی نشده بودیم، اشاره کرد. تغییر نخست، افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش نیروی بیکار و خواستار شغل اشاره کرد و تغییر دوم ارتقاء در معلومات و دانش و سطح تحصیل افراد این جامعه می باشد.

فاکتور دیگری که همین جا باید مورد کنکاش قرار گیرد زیرساخت و زمینه اشتغال سنتی ست، بدیهی ست که مقدار زمین های موجود قابل کشت در سیستان، نه تنها افزایش نیافته است، بلکه به دلیل عدم آبیاری مناسب وبالا رفتن مقدار شوری زمین و نیز هجوم شن های روان مقداری از این زمین ها که در گذشته قابل کشت بوده است از حیز انتفاع خارج شده است و قابلیت کشاورزی را ندارد.

با جمع نمودن موارد فوق به آسانی مشخص می شود که در صورت تامین آب به اندازه کافی نمی توانیم به درخواست اشتغال در این منطقه پاسخ منطقی بدهیم و باید با ایجاد زمینه و زیرساخت های متفاوت دیگری الگوی اشتغال منطقه سیستان را تغییر دهیم تا همه نیازمندان به کار و اشتغال بتوانند از فرصت های گوناگون استفاده کنند.

در این بین گسترش صنایع تبدیلی و روستایی و صنایع کوچک زودبازده از اهمیت فراوانی برخوردار است چون در مدت زمان کمتری به بهره برداری می رسد و می تواند نیاز جامعه بیکار یعنی همان کسب درآمد را پاسخ گوید. البته گسترش صنایع آن گونه که اشاره شد نیاز به سرمایه گذاری های فراوان دارد و از جایی که چند سالی ست که سیاست کلان دولت ها بر خصوصی سازی قرار گرفته است، بر این اساس نمی توان انتظار داشت که دولت در این زمینه ها به سرمایه گذاری مستقیم بپردازد. اما این حرف به این معنی نیست که دولت در این موارد مسئولیتی بر عهده ندارد بلکه برعکس مسئولیت این امر مستقیما بر عهده دولت است و باید با سیاستگذاری ها و برنامه های مدون و مفید باعث شود تا سرمایه های بخش خصوصی به این منطقه منتقل شود.

وقتی صحبت از بخش خصوصی می شود افزایش بهره وری و سوددهی بیشتر در راس کار قرار می گیرد که این امر در صنایع کوچک و بزرگ با تکیه بر دو مولفه تحقق می یابد. مولفه نخست نیروی کار ارزان محسوب می شود و پارامتر دیگر عوارض و مالیات کمتر می باشد که همین نکته دوم محلی است که دولت می تواند و باید بر آن تکیه کند تا سرمایه گذاران بخش خصوصی را به سرمایه گذاری در این منطقه ترغیب کند. اعطای مشوق های گوناگون مالیاتی و تخفیف در واگذاری مجوزهای لازم و همچنین پرهیز از کاغذ بازی های مرسوم اداری و تسهیل در انجام این گونه امور می تواند به ایجاد فرصت های شغلی فراوان در منطقه سیستان کمک کند که در صورت تحقق این امر آن هم در کوتاه مدت باعث تثبیت جمعیت منطقه و جلوگیری از مهاجرفرستی می شود و شاخصه امید به زندگی را در بین ساکنان سیستان افزایش می دهد. همین جا باید به این نکته اشاره کرد که در مناطق مرزی همیشه این مرزنشینان بوده اند که با بود و باش و فعالیت های خود توانسته اند امنیت نقاط مرزی را حفظ کنند و در صورتی که هر یک از نقاط مرزی از سکنه خالی شوند.

برقراری امنیت در آن منطقه مستلزم صرف هزینه های فراوان و به کارگیری نیروی نظامی و ادوات بسیاری ست حال آن که با برنامه ریزی های هدفمند می توان این مهم، یعنی حفظ امنیت را بر عهده خود مرزنشینان گذاشت البته مادامی که مرزنشینان خود امنیت شغلی و مالی داشته باشند. پس باید برای رسیدن به شرایط مطلوب یعنی تغییر الگوی اشتغال در منطقه سیستان و ایجاد شغل آنچنان که نیاز امروز جامعه سیستان می باشد باید بر ایجاد و گسترش صنایع مختلف که زمینه آن در منطقه وجود دارد تاکید شود آن هم به صورت اورژانسی و البته کارشناسانه که هم بازدهی خوبی در پی داشته باشد و هم باعث هدر رفتن سرمایه های انسانی و مالی نگردد و روشن است که با حرف و وعده و وعید نمی توان به این مهم رسید بلکه در این راه کار طاقت فرسا و نگاه مسئولانه نیاز است.

خلاصه این که اگر می خواهیم موجودیت سیستان آن هم به عنوان منطقه ای که مقام معظم رهبری (حفظهم الله) از آن به عنوان تنگه احد یاد کرده اند حفظ شود باید به حفظ و افزایش جمعیت این منطقه بیندیشیم و ناگفته پیداست که حفظ جمعیت فقط وقتی امکان پذیر است که افراد آن جامعه اشتغال مناسب و درآمدی داشته باشند تا هزینه های زندگی از محل این درآمد تامین شود، چیزی که اکثر ساکنان امروز سیستان به دلایل فراوانی از آن بی بهره اند و اگر این وضعیت همچنان ادامه پیدا کند، دور نیست که سیستان با دارا بودن پیشینه چند هزار ساله از سکنه خالی شود و به جای مردم سخت کوش و پر تلاش آن، ریگ های روان و تندبادها خانه های مردم و زمین های آنان را درنوردند.

 

00 [2]

محمد رضا رضایی