نی زار؛ بیان چالش ها و مسائل حوزه اجتماعی و فرهنگی استان سیستان و بلوچستان و راهکار های آن در این مطلب آورده شده است.
۱.گسست خرده فرهنگها و عدم امتزاج سیستمی و اندامی اجزای فرهنگی درحالیکه در گذشته یک مجموعه فرهنگی بودند.
۲-نگاه ابزاری سازمان های دولتی به تعدد قومی – فرهنگی و تشدید آنها جهت مقاصد خاص و که منجر به ایجاد شکافهائی متراکم در اکثر زمینه ها شده است.
۳.تشدید و گسترش احساس محرومیت در بین قومیت ها ومذاهب .
۴-قوم گرائی در انتصابات درون اداره ای (یکنفر مسئول از قومی خاص وارد اداره ای می شود اکثر مسئولیت ها در اداره از آن همان قوم می شوند و اصل شایسته سالاری به فراموش سپرده می شود و آن سازمان را سهم الارث خود می دانند)
۵-تسری شکاف های قومی مذهبی به لایه های پایین جامعه و شهروندان عادی.
۶.تند شدن شیب فقر که آثار و تبعات آن در معضلاتی مثل حاشیه نشینی ،تکدی گری،سرقت، اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی نمایان می شود.
۷-ایجاد دو قطبی فارس بلوچ-شیعه سنی-سرحدی مکرانی-دانشگاهی حوزوی-فقیر غنی و … که امنیت روانی و اجتماعی را تهدید می کند.
۸-کاهش سرمایه اجتماعی (قانون مداری-تحمل-مدارا-اعتمادعمومی)درجامعه.
۹- کاهش امنیت و سلامت روانی و پنهان کاری مردم و مسئولان در این زمینه و عدم اقدام موثرجهت درمان.
۱۰- عدم شناخت درست و کافی مسئولان استان از اوضاع فرهنگی اجتماعی و به دلیل همین نقص در اطلاعات با آزمون و خطا مسائل استان را مدیریت می کنند و گاهی به جای حل مسائل مشکلات جدیدی ایجاد می کنند .
۱۱- وجود برخی عناصر فرصت طلب بومی که از هر تغییری به نفع خود بهره برداری می کنند.
۱۲-ترس نهادینه شده در بین نخبگان که توان آنها را در زمینه ورود به عرصه های بزرگتر محدود کرده است .
۱۳- بهره وری پایین بخش دولتی و شرکت های وابسته و بالارفتن هزینه پروژه ها که باعث مایوس شدن مردم مخصوصا حوزه سیستان شده است.
- فساد در برخی ارکان اصلی دولت .
۱۶-پایین بودن کیفیت آموزش و پرورش در تمام سطوح.
۱۷- بالابودن میزان زنان خودسرپرست به دلیل مرگ و میر بالای مردان در مشاغل سخت و پر خطر از جمله قاچاق.
۱۸- به دلیل نداشتن سیاست درست در زمینه بهره برداری از فرصت مرز، این فرصت به تهدید تبدیل شده است.
۱۹- نبود اراده قوی از مرکز جهت توسعه و پیشرفت استان.
۲۰-ارائه شیوهای دستوری و فرمایشی و مصلحتی در اداره استان از طرف دولت و حاکمیت.
- عدم هماهنگی بین سازمان های فرهنگی و چند پارگی آنها و دخالت سازمانهایی که اساسا نباید در امور فرهنگی دخالت کنند.
- تفییر ارزشهای نسل جوان ، تحصیل کرده و عدم مشارکت آنها در فعالیت های موثر فرهنگی و هرز رفتن نیرو و توانایی آنها.
- عدم امنیت سرمایه و سرمایه دار .
راه کارهای راهبردی از منظر بنیاد امید ایرانیان
- اهتمام نظام و دولت به تغییر نگرش نسبت به مردم با تمام تفاوتهای قومی ،مذهبی و تلاش جهت تحقق شعار ایران برای همه ایرانیان.
- انتصاب افراد شایسته برای هر پست و مسئولیت با توجه به توانائیها و تخصص ها (نظام شایسته سالاری)
- بها دادن به ارزشهای بومی و منطقه ای در اموری که به تمامیت ارضی و هویت ایرانی آسیب نمی زند
- ترویج فرهنگ پرسش گری در بین مردم و مشارکت آنها در تصمیمات سرنوشت ساز.
- واگذاری مدیریت فرهنگی به مردم و افراد با تجربه از هر صنف و اعمال نظارت از طرف دولت.
- میدان دادن به سازمان های مردم نهاد که بر اساس توانایی های بومی منطقه ای برای اجرای بهینه امور اقدام کنند.
- بها دادن به رسانه ها جهت اطلاع رسانی در مورد عملکرد دولت و سازمانهای دولتی جهت جلو گیری و سوء استفاده از قدرت.
- ارائه آموزش و پرورش جامعه محور نه تئوری محور که در خلا اقدام به آموزش می کند مبتنی بر نیاز های واقعی جامعه.
۹-رعایت اعتدال و میانه روی در اجرای کلیه امور.
۱۰-فعال کردن حوزه های پژوهشی در دانشگاه ها جهت مطالعات علمی .
۱۱- بها دادن به نسل جوان و دخیل کردن آنها در اجرای امور.
۱۲-توجه به اطاقهای فکر استانی و مشارکت دادن روشنفکران و نخبگان محلی در تصمیمات منطقه ای و کشوری.
۱۳-ارائه شفاف عملکرد هر ارگانی به صورت ادواری بدون ملاحظات خود ساخته.
۱۴- توجه فوری به آموش های فنی حرفه ای و آموزش های خود اشتغالی .
۱۵- توجه ویژه به صنایع کوچک و سرمایه اندوز که در کوتاه مدت اشتغال زیادی ایجاد می کند.
۱۶- آموزش مهارتهای زندگی که اعتماد به نفس را در بین مردم گسترش داده و از وابستگی آنها به سازمانهای یاریگر مثل کمیته امداد بکاهد.
۱۷- بها دادن به سرمایه و سرمایه دار و تشویق آنان جهت ایجاد اشتغال برای مردم.
۱۸- تلاش جهت ایجاد وحدت و همگرایی در بین مردم از طریق حذف حساسیت های قومی- مذهبی در کلیه امور.
۱۹-تلاش در جهت گسترش وحدت ملی از طریق معرفی اقوام و مذاهب به عنوان بخشی از هویت ایرانی.
۲۰-ارائه نقش و کارکرد واقعی استان از طریق تعیین جایگاه ملی و بین المللی آن.
۲۱-تعیین نقشه راه فرهنگی جهت تعیین مسیر پیشرفت آینده استان.
۲۲-تعیین اولویت های توسعه استان و حرکت در مسیر آن با تلاش جهاد گونه.
۲۳-بها دادن به نیروی انسانی تحصیل کرده به عنوان سرمایه اصلی استان در مسیر توسعه ملی و منطقه ای.
نویسنده:علیرضا سعیدی مهر، دکتری جامعه شناسی
