داود صیاد

نی زار : سال 1395 خورشیدی نیز دارد به پایان می رشد و همه برای نوشدنی دوباره انتظار می کشند ! بهار طبیعت جوانه هایی از جنس امید و زندگی را به کالبد بی جان نباتات هدیه خواهد داد ، جوانه هایی که هر سال – با همه ی تشابهی که می بینیم – نسبت به سال های گذشته تفاوت دارد و این بدان معناست که آدمی ، زمانی به حیات واقعی خود ادامه خواهد داد که داشته های زندگی اش – نسبت به ایام پیشین – تغییرات محسوسی داشته باشد .

سال 95 بستر حوادث ریز و درشتی است که هر کدام نیازمند شرح و بسطی مبسوط است ، اتفاقات اجتماعی ، فرهنگی ، هنری ،سیاسی و حتی شخصی متعددی که گاه لبخند بر لبان خواهندگانش نقش می زد و گاه قطرات اشکی را به آنان هدیه می داد .

پیشتر ها نیز گفته بودم که ماحصل اندوخته ی آدمی در سالی که گذشت (حداقل برای بنده ) مشخص می کند که نو شدنی دوباره را تبریک گفت یا در اندوه روزهایی که گذشت و می توانستیم اقدامی انجام دهیم و ازدست رفت ، به حسرت بنشینیم !
گاهی آنقدر مشغول زندگی و کار می شویم که یادمان می رود ، خانواده ای که سالها با محبت مثال زدنی و نشاط وافرشان روزگار گذرانده ایم همین نزدیکی هایند و در طی یک سال حتی فرصت نکرده ایم چند لحظه ای به دیدار آنان برویم ! دوستان نازنینی که لحظات خوش با آنها بودن در ذهن مان حک شده و یادآوری آنان انبساط خاطری را فراهم می کنند به لطف فضای مجازی در کنارمان قرار دارند و حتی از پی گرفتن یک گفت و گوی ساده دریغ کرده ایم . داشته های اندک هنری مان را فراموش کرده و قلم نی ها و مداد ها و سازهای مان مدت هاست که گرد فراموشی بر روی آن نشسته است ! کتاب های نخوانده ی بسیاری در کتاب خانه موجود است و اندیشه های بسیاری بی آنکه به ثمر بنشیند در گوشه ی ذهن مان خشک شده است !… این ها حسرت هایی است که این روزها مثل خوره به جان آدمی می افتد !
سال 95 می توانست آبستن حوادث شیرین تری در حوزه فرهنگی ،هنری ، رسانه ای و حتی سیاسی باشد ، باهم نبودن های همیشگی و عدم تحمل یکدیگر – این آفت لاعلاج سرزمینم – در کنار تصمیم گیرانی که ندانسته یا نتوانستند شرایط بهتری را رقم بزنند، 95 را به سالی با حسرت های فراوان تبدیل کرد .
در هر روی سال 95 نیز به اتمام رسید ، سالی که به پاس مهربانی های خورشید خانه ، شیطنت های “سروش” ، حضور هفتگی در دیار کریمان (کرمان )، دوستان اندیشمند تازه و یاران مهربان و با صفای پیشین و از آن مهم تر همکاران ارجمند و دوستان رسانه ای و فرهنگی و هنری ، ورق ارزشمند دیگری – البته با اغماض – را در زندگی شخصی ام رقم زده است .
از مجموعه ی فرهیخته ی روزنامه زاهدان – این تنها مامن روزهای سخت و پناهگاه لحظات آشفتگی – به ویژه مدیر مسئول و سردبیر نازنینش ،به جهت اینکه همه ساله در این روزها با یادداشت آخر سال ، شرایطی را رقم می زنند تا ماحصل یک سال نفس کشیدن را به نظاره بنشینیم و داشته های سره و ناسره زندگی مان را بررسی کنیم ، سپاسگزارم .
قلب مهربان و تهی از عداوت های بی حاصل در کنار اندیشه متعالی و تلاش وافر، تنها راه دستیابی به موفقیت است ، یادمان نرود ، زمانی عَلَم رشد و ترقی در دستان مان قرار خواهد گرفت که ” با هم بودن ” را مشق کنیم و مهربانی را اشاعه دهیم .
سالی سرشار از مهربانی ، اتفاقات خوب ، دانش روز افزون و لحظات ناب را برای همه آرزو می کنم .
داود صیاد
بامداد سه شنبه 24 اسفند 1395 / زاهدان

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.