نی زار ;بحران خشکسالی اگر چه زیست کره زمین را با تهدید جدی مواجه کرده اما برخی کشورها و حتی مناطق با مدیریت علمی توانسته اند از خسارات آن بکاهند. مدیریت منابع ابی و آگاه کردن بهره وران از چگونگی مصرف بهینه ی آن ، علم نو ظهوری نیست اما در دهه های اخیر به دلیل نیاز جوامع مختلف توسعه ی چشمگیری داشته است.

بحران خشکسالی در دو دهه ی اخیر پیکره ی ساکنین استان سیستان و بلوچستان را لرزانده و زندگی مردم را از شمال استان گرفته تا جنوب و شرق و غرب در مضیقه قرار داده است.

در اسطوره های ایرانی خشکسالی را به دیو تشبیه می کردند.پادشاهان ایران باستان آنرا به اندازه جنگهای خونین مخرب می دانستند . در سیستان که از پیشروان تقسیم آب و مدیریت منابع آبی در جهان بوده به بند آب به اندازه بند خاک و بند مفسدین اهمیت داده شده و همواره از دچار شدن به آن گریزان بوده اند.

خشکسالی تنها اقتصاد و رفاه مردم را هدف قرار نداده و فرهنگ را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.به چالش کشیدن روابط اجتماعی،روانی و جهان بینی فردی و گروهی از تبعات منفی ان است. خشکسالی های سده های دور و نزدیک سیستان منجر به مهاجرت های گسترده ای شد که فرهنگ مکتوب و شفاهی را به غربت برد و در نهایت به جرم اقلیت بودن غبار گذر زمان بر ان نشست و فراموش شدند. امروزه قصه های بر زبان سالخوردگان جاریست که به نظر افسانه می اید اما پژوهش های محدودی که به انجام رسیده از صحت تاریخی آن حکایت دارد. فروپاشی ارزشهای مادی و معنوی و مدفون گشتن افتخارات اجدادی در تلی از خاک ‌و انبوهی از بی توجهی از سوی کسانی که داعیه ی آبادانی را دارند زجرآور غیر قابل باور و انکار است.

برای برون رفت و کاهش خسارات این دیو ناخوانده و بیرحم،نقش رسانه ها و بالاخص شبکه هامون که با بودجه ی دولتی و پول مالیات اداره می شود لازم وضروری و البته در صورت تولید برنامه های کارشناسانه و نه صرفا رفع تکلیف اداری تاثیرگذار است.

در سال گذشته اب منطقه ‌ای استان با پرداخت بیش از سیصد و پنجاه میلیون و با هدف طرح تعادل بخشی و گسترش فرهنگ استفاده اصولی آب در امر کشاورزی در تهیه و تولید یک برنامه ی تلوزیونی مشارکت کرد که متاسفانه در عمل نتیجه ای در بر نداشت و باعث بی اعتمادی سایر نهادها در باب مشکارت هایی از این دست شد.

برنامه ای که با هدف تغییر فرهنگ سنتی بهره برداری از آب کشاورزی و تدوین وتبیین شیوه های مدرن آبیاری و تغییر الگوی کشت طراحی شده بود به دلیل عدم استفاده از نویسندگان و محققان مسلط به اهداف و آشنا به شرح وظایف این سازمان به بیراهه رفت.

این برنامه با حضور هنرمندان نام آشنای کشوری و شنیدن پیام انان در باب فرهنگ آب به روی آنتن رفت غافل از اینکه این عزیزان از دانش لازم در این باره بی بهره بوده و صلاحیت این امر را ندارند.

از صد درصد اب کشور ۹۵ درصد آن به امر کشاورزی اختصاص می یابد،۳ درصد به صنعت و یک درصد آن صرف شرب وصرفا مصرف خانگی دارد و یک درصدش متعلق به محیط زیست است.

پیام تمام هنرمندانی که بین دو تاهفت میلیون تومان پول جهت حضور در برنامه دریافت کرده اند صرفه جویی در اب خانگی از طریق چگونگی شستشوی ظروف و اب دادن گلدانها و بعضا گلهای باغچه هایشان بود.اولا آب شرب هیچ ارتباطی به آب منطقه ای ندارد! و در زمره وظایف اب و فاضلاب است. دوما این یک درصد در مقابل ۹۵ درصد اب کشاورزی چه اندازه اهمیتی دارد؟چنین مشارکتی از بنیاد نه عاقلانه بوده و نه توجیه اداری یا اقتصادی دارد.این مبلغ مشارکت توقعاتی برای اهالی رسانه به وجود آورده که حداقل های آن نیز تامین نشد.نه تعداد چاه های غیر قانونی کاهش یافت و نه برداشت بی رویه.

علت مشارکت آب منطقه ای با شبکه ی هامون و ورود به چنین برنامه ای در هاله ای از ابهام است. آیا دوستی دو مدیر بانی این مشارک بوده یا افراد ذی نفوذ دیگری که در هر دو سازمان برای خود حق آب و گل قایلند رایزن بوده اند.

آیا در شرایطی که بحران خشکسالی تا مغز استخوان این مردم رسوخ کرده ارتباطات دوستانه مدیران در هزینه کردن اموال بیت المال عادلانه است؟ در حالی که سرتاسر استان از فقر دانش لازم جهت استفاده اصولی از آب و توسعه ی کشاورزی رنج می برد اختصاص بودجه به بخش فرهنگی ضروریست و اختصاص ان نویدبخش آتیه ای روشن است.

تجربه نشان داده که صدا وسیما در مشارکت ها همواره دست بالا را گرفته و به هیچکدام از وعده هایش عمل نمی کند.قوانین یکطرفه ی آن به گونه ای طراحی شده تا همواره اهداف مدنظرشان تامین شده و سایر سازمان ها در این موارد تابع قوانین آنها باشند و احترام به شرح وظایف و اهداف دیگران در اهمیت ثانوی قرار دارد.

متاسفانه در شبکه هامون به دلیل نگاه اداری(و نه هنرمندانه) کارها بر اساس رفع تکلیف اداری پیش رفته و ظرافت های هنری نادیده انگاشته می شود. عدم بهره گیری شبکه از محققان و نویسندگان توانمند باعث شده تا مفاهیم در سطحی ترین حد ممکن طرح شود. با چنین نگرشی نقش شبکه هامون در حل یا کاهش تبعات خشکسالی حداقلی خواهد بود و سازمان های ذیربط باید شیوه ای دیگر برای طرح برنامه های خود بیندیشند. قریب به ده سال پیش آب منطقه ای در اقدامی بی سابقه با بخش خصوصی جهت تهیه و تولید تعدادی فیلم مستند قرار داد بسته شد(نگارنده در این پروژه وپژوهشگر و عضو تیم سازنده بوده) که نتیجه و تاثیرگذاری آن به لحاظ کیفی و کمی قابل توجه بود. یک سفر استانی با هدف گفتگوی تصویری با کشاورزان سرتاسر استان آغاز شد.مواجهه با کشاورزانی که مشتاق دانستن و تغییر الگوی کشت با مصرف حداقلی و سود‌چند برابری بودند شگفت انگیز و غیر قابل توصیف بود.هر فرهنگی نیاز به گفتمانی مختص خود دارد و در این سفر نگارنده به وضوح دریافت که با کشاورز باید مواجهه ی حضوری داشت چون کمتر تلوزیون می بینند.این کشاورزان نیاز به فیلم در قالب لوح فشرده(دی وی دی) دارند تا در فرصت مناسب آنرا ببینند. فیلمی که تنها برای آنها تهیه شده و مصرف عام ندارد.فیلمی که به زبان علمی اما قابل فهم تمام ابعاد موضوع را برایش آشکار کند.حال این فیلم از تلوزیون پخش شود منافاتی با اصل موضوع ندارد اما باید یک تیم متخصص و علاقمند در بخش خصوصی سازنده ی آن باشند.با گسترش رسانه های تازه ظهور جهت عرضه ی محصولات فرهنگی و هنری،دیگر صداوسیما آن جایگاه سابق را ندارد وباید برای حفظ خود یک بازنگری در عملکرد خود به وجود آورد.

کشاورزان این شیوه ی کشاورزی و آبیاری را از اجداد خود آموخته اند و تغییر این روش زبانی قابل فهم و با منطق صحیح می طلبد. نهادهای مرتبط و رسانه ها موظفند برای اصلاح شرایط موجود زبان و شیوه ی تاثیرگذاری بیابند که متقاعد کننده باشد. از بازیگری که با بودجه استانی در بخش کشاورزی به شبکه هامون آمده و به جای قدردانی از این فرصت، کشاورز سیستانی را به دلیل مصرف بی رویه از آب چاه احمق خطاب می کند غافل از آنکه سیستان آب زیرزمینی و چاه ندارد! چگونه می توان توقع تاثیر و تغییر داشت؟

نویسنده: سلطانعلی عابدی

نویسنده، فیلمساز و تهیه کننده تلوزیون