نی زار :باید به مردم سیستان مدال صبور ترین مردم دنیا را بدهند، چون توانسته اند با شرایط بسیار سخت کنار و با آن شرایط سازگار شوند!

شاید اگر این بلایا بر سر قومی دیگر می آمد ، با وجود دیدن ریزگرد های هرساله، گرما، خشکسالی و بیکاری صدبار کوله بار خود را جمع و به شهرهای اطراف مهاجرت می کردند. از همه مهمتر بیکاری معضلی است که سال ها گریبان مردم سیستان را می فشارد و هر لحظه تنگ تر می کند.

مهمترین درآمد زایی مردم از طریق کشاورزی و صیادی و… بوده ولی با خشکسالی های پی در پی مردم در زمان حال برای امرار معاش خود باید به کارگری بپردازند و موجی از این مردم تحت پوشش نهاد های حمایتی قرار گیرند.

مسئولین عزیز هم که در پشت میزهای خود همه صحنه ها را با شفافیت فول اچ دی دارند تماشا می کنند ولی کار اساسی نمی کنند.

گذرمان به چهار طرف شهرمان بیافتد خواهیم دید که مردم دسته دسته گوشه ایی نشسته اند و بیل یا کلنگ و… به دست منتظر روزی خود هستند. ( هر کسی نداند و این صحنه ها را ببیند خیال می کند قیامت شده است که این گونه مردم به گوشه ایی چمباتمه زده اند و منتظر دادن نامه اعمال خود هستند!) حال آنکه آخر زمان شده است چون وقتی به چهره های این افراد نگاه می کنیم از نوجوان 12یا13 ساله تا فرد 50 ساله در بین شان دیده می شود، کسانی که الان باید از بهترین لحظه های عمرشان لذت ببرند، باید برای امرار معاش خود و خانواده شان از صبح خروس خوان تا تاریکی هوا برسر چهارراه نشسته تا کسی پیدا شود که برای چندساعت کارطاقت فرسا چندرغاز کف دستشان بگذارد.

نمی دانم مسئولان محترم می بینند؟؟ البته حق دارند با آن عینک های برندی که برچشمشان زده اند جایی دیده نمی شود!!

هربارم گفتیم، گفتند می خواهید ما برویم کنار تا این دوستان بیایند جای ما !!

از مسئولان این سوال مهم را می پرسیم با وجود گذشت چندین سال از خشکسالی چه چاره ایی یافتند؟؟

خشکسالی بحث یک یا دو سال نیست، دو دهه است که این بلای طبیعی در سیستان پدیدار شده و باید تا الان برنامه ایی جایگزین پیدا می شد که هیچ حتی مشکل کم آبی را هم نتوانسته اند برطرف کنند.

در کشورهای توسعه یافته تصمیم می گیرند که به فضا بروند در مدت زمان کوتاهی شروع به ساخت زیرساخت ها و سفینه می کنند و برنامه ریزی که چه ساعتی فضاپیما را پرتاپ کنند و چندسال بعد بر روی کرّات دیگر سفینه خود را می نشانند ، ولی ما با وجود این همه سال نتوانسته اییم رفاه مردم خود را فراهم کنیم.

ما نمی خواهیم به کهکشان سفر کنیم که این گونه در راه پیدا کردن راهکاری برای بیرون رفتن این مشکل مانده ایم.

مسئولان هم همیشه کاسه قول دادن شان جوشه جوش است هرساله قول فردای خوبی می دهند، خوب نمی شود که هیچ بدتر از قبل هم می شود. دوره ی حرف تمام شده است موقع عمل است .

دعا می کنم شما هم یک روز تجربه نشستن سرچهارراه شهر با بیل را داشته باشید تا درد هم طنان خود را بدانید.

سیستان در بحران جهانی به سر می برد، مردم نان شب ندارند، چاره ایی بجویید تا شهر سوخته ایی دیگر به وجود نیامده است.

 

نویسنده: میثم پورخسرو