نی زار:گرایش به زیبایی ، حسی است که انسان در همه ی دورانها ، کم وبیش آن را در ژرفای خویش پرداخته است و شاهد این پردازش، دست ساخته هایی است از او ، که از دوره های پیشین به دست آمده است، می توان گفت آفرینش زیبایی ، از شکل گیری تصویر ذهنی تا پیدایش جایگاه مادی ، ناشی از حس زیبایی دوستی انسان است . شاید او در پدیداری یک اثر شگفت انگیز ، ماندگاری خویش را می جوید و بی شک این از میل او به جاودانگی سر چشمه می گیرد .با کمی دقت متوجه خواهیم شد هر چیز زیبا از آن جهت زیبا به نظر می رسد که بین اجزایش تناسب بر قرار است ، مثلا در طبیعت اگر گلها و شکوفه ها زیبا به نظر می رسد که بین اجزایش تناسب وجود دارد،« موسیقی» هم چیزی جز « صدای زیبا» یعنی صدایی که بین اجزای آن تناسب وجود دارد ، نیست ، چه این صدای زیبا از طبیعت بر خیزد ، چه از حنجره انسانها و چه از انواع سازها، دوره ی چهار صد ساله حکومت ساسانیان ، مهم ترین دوره ی موسیقی ایران پیش از اسلام بوده است . در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار ، زمینه ی رشد ، پیشرفت و پرورش هنرمندان ، به ویژه موسیقی دانان فراهم آمد ، به طوری که در تاریخ موسیقی ایران آمده است ، از مشاهیر هنری دوره های قبل از ساسانیان حتی نامی هم در بین نیست، تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند ، می شناسند .

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک ، انواع ادبیات هنری غیر شعری و هنر های ظریفه رشد پیداکرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی ، کتابهایی نظیرکارنامه ی اردشیر بابکان ، خدای نامه (خواتای نامک ) و ده ها اثر دیگر که از آن دوره بر جای مانده است ، اشاره کرد .

اردشیر بابکان ، که رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام او تداعی میشود ،طبقات مختلف موسیقی دانان را نیک می شناخت و برای هر یک قانون مخصوصی وضع کرده بود، در زمان وی خنیاگران و رامشگران از طبقات پایین وپست به سطح در باریان ترقی داده شدند ، آرتور کریستین سن ، ساسانی شناس مشهور با تعجب و تحسین در این باره می نویسد :«در زمان حکومت ساسانیان و اردشیر ، خنیاگران ، نوازندگان و سازندگان در ردیف مامورین عالی رتبه ی دولت بودند .». علامه عباس اقبال آشتیانی نیز از ارتقای این طبقه می نویسد . بهرام گور ، پانزدهمین شاه ساسانی ، در نوجوانی با فرهنگ ، ادب و هنر کشور های دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان ، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف ، موسیقی آموخت ، وی بعد از رسیدن به قدرت ، اولین کاری که کرد ، رسیدگی به وضع موسیقی دانان و تامین رفاه آن ها بود . او آن ها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی را به طبقه ی اول بر نشاند . ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب «غرر الاخبار ملوک الفرس » آورده است که:بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند ، این هنرمندان را لولی یا سوری می نامیدند ، آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن ، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند . حمزه ی اصفهانی اضافه می کند : این نوازندگان هندی در ایران ماندند و زاد و ولد کردند .جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز رسم حمایت و تشویق موسیقی را بر پا داشتند. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت .باتشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقی دانان مردم نیز به تدریج به موسیقی علاقمند شدند ، به طوری که در این دوره ، آنها از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند . نام موسیقی دانان بزرگ ایران از قبیل باربد ، نکیسا ، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است ؛همچنین نام بسیاری از الحان سازنده ی موسیقی و سازهای آن زمان.

موسیقی ایرانی پس از ورود اسلام به ایران و در گذر زمان دستخوش دگرگونی ها و تغییرات فراوانی شد از آن جمله ؛ بر اساس نظر فقها «موسیقی ابزاری است که می تواند حرام و می تواند حلال باشد .» و آنچه فقها حرام دانسته اند ، نوع خاصی از موسیقی آوازی است که از آن به عنوان «غنا» یاد می شود .بهر حال هنر از هر نوعی که باشد ، فقط یک وسیله و ابزار است که هم می تواند در خدمت اهداف حق به کار گرفته شود و هم می تواند در خدمت اهداف باطل باشد . به قول رهبر معظم انقلاب :« ….هنر یک شیوه بیان است، منتهی این شیوه بیان از هر تبیین دیگر رساتر ، دقیق تر ، نافذ تر و ماندگار تر است….و هر پیام و فرهنگی تا در قالب هنر ریخته نشود ، امکان نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود …»

 

نویسنده : محمد پودینه ،کارشناس ارشد تاریخ