نـــــی زار : انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و آقای روحانی با پشتوانه رای بالای مردم رییس جمهور باقی ماند.

شیرینی رای بالای روحانی در کشور در کام طرفدارانش در سیستان با توجه به رای بیشتر رئیسی به تلخی گرایید. جا دارد با کنکاش و بررسی علل و دلایل واضح به پاسخ احتمالی بسیاری از عقب ماندگیهای منطقه برسیم.
دو سوال اساسی مطرح است:
آیا جامعه سیستان یک جامعه سیاسی است؟
و اگر این جامعه سیاسی است دیدگاه متمایل به اصولگرایی دارد یا اصلاح طلبی؟

جامعه سیستانی یک جامعه ایی با ادراک‌ بالای سیاسی ست و در مقاطعی از زمان که نیاز به حضور مردم در تعیین سرنوشت بوده مردم سیستان نقش بارز خود را به خوبی ایفا کرده اند. رای حداکثری در سال ۷۶ به سید محمد خاتمی و رای حداکثری به روحانی در سال ۹۲ حاکی از حضور و رایی بالاتر از میانگین کشوری در منطقه سیستان بود. این قوم دیدگاه اصلاح طلبی را در این دو مقطع کاملا نشان دادند. چه شده که در سال ۹۶ با رای کمتر به روحانی دیدگاهی دیگر را به نمایش گذاشتند؟!

برخی این رای را خواست مردم به تغییر دولت بدلیل عدم رسیدگی به حوزه سیستان و به نوعی انتقام از کوتاهی ها تعبیر کرده اند که شاید بخشی درست باشد اما واقعیت چیزی دیگری است. اگر مردم سیستان با رای خود خواستار تغییر شرایط بودند چرا این تغییر را در انتخابات شورا رقم نزدند؟ پس دلیل این آرا را در مباحثی غیر خواست مردمی باید جست!

آنچه واضح است هنوز چتر دموکراسی و حضور مردم‌ بدون تهدید و ارعاب بر سیستان گسترده نشده است و قدرتمندان در تغییر آرا به نفع خود پیروزند.

گواه این ادعا اختلاف چشمگیر نسبت آرای روحانی در حاشیه شهر و روستاها با صندوقهای رای مرکز شهر زابل است. از آنجاییکه در مرکز شهر زابل امکان اعمال قدرت کمتر میسر بوده رای به نفع روحانی تغییر چشمگیری دارد.

این اعمال قدرت در آرای شورای شهر بیشتر مشهود است. اگر نسبت افراد با برخی مراکز قدرت را نظر بگیریم به افرادی میرسیم که در انتخابات شوراها رای آوردند در حالیکه پشتوانه رای فامیل بزرگ را نداشته و از طرفی عملکرد و کارنامه مناسبی هم در سنوات گذشته ندارند و اصولا هیچ نبوغ تخصصی و مدیریتی هم نداشته اند.

چه معادله ای میتواند چنین افرادی را حایز رای حداکثری مردم کند؟!!

آنچه که میتواند ضامن رای برخواسته از نظر مردم باشد نمایندگان دولت و فرماندارانند و این امر از فرماندارنی بر می آید که آزادی مردم را بر منافع و عافیت خود ترجیح ندهند. از فرماندارانی بر می آید که ناقوس بازنشستگی شان بصدا در نیامده باشد که با عطشی سیری ناپذیر بدنبال توشه ی سیاسی و اجتماعی پس از بازنشستگی هستند، از فرماندارنی بر می آید که آفتاب پرست نباشند که سوداگرانه هر سو قدرتی باشد متمایل شوند و در این چرخش و گردشها محور منافع شخصی شان است نه منافع مردمی.
از دولت روحانی و استاندار میخواهیم به یمن پیروزی آقای روحانی دموکراسی را به مردم سیستان برگرداند و سایه تهدید و ارعاب را از سر مردم و مسئولین کم‌ کند.

درخت استوار سیستان با ریشه چند هزار ساله با تابش دموکراسی میوه عقلانیت و پویایی و شادابی را خواهد چشید، کمترین نتیجه رهایی از بند تهدیدها و ارعاب مجال رویشی دوباره و بالا آمدن تفکر و عقلانیت خواهد بود.

همه کشور غرق در شادی حماسه تغییر و نو شدن هستند ما در ماتم ماندن در گذشته، نه بدلیل سستی بلکه بدلیل ناتوانی در فایق آمدن بر قدرتهایی است که قاعده رقابت را بهم میزنند. انحصار طلبانی که نیتشان فتح سنگر!! است و پس از آن هیچ احساس مسئولیتی در قبال ویرانی منطقه نمیکنند و نهایت سود دو سویه میبرند یکبار در تعیین تکلیف برای جامعه نفع میبرند و بار دیگر با آدرس غلط دادن به مردم در مقصر نشان دادن دولت در ویرانی سیستان.

جناب آقای استاندار آن فرماندار و مدیری که بدلیل ناتوانی فرمانبری بی چون و چرا و بدون ایده است و گردنی کج میکند مقابل جنابعالی، مطمین باشید در مقابل سایر قدرتها تا کمر خم خواهد شد و نتیجه عدم توان مقاومت برای صیانت از آزادی مردم و دموکراسی است.

جناب استاندار پیشنهاد میکنیم یا کلیه امور این منطقه را به طیفی واگذار کنید که توان دارد چنین سرنوشت را رقم زند تا خود پاسخگوی اعمال باشد هر چند به قدرتمندانی که در عدم رعایت قواعد چنین عمل میکنند هیچ اعتمادی نیست که در پاسخگویی بهتر عمل کنند ولی حداقل این است که دولت از مظان اتهام در کوتاهی خدمت به منطقه خارج میشود و یا با تمرکز بر منطقه و اعمال مدیریتی قوی بر منطقه سیستان و حاکم کردن اصول دموکراسی و مردم سالاری امکان نمایان شدن چهره واقعی و زیبای سیستان را مهیا نمایید تا عقلای سیستان مجال ظهور یابند.