نی زار : نماینده در فرهنگ معین به معنای”وکیل” و ” کسی که از طرف کس دیگر برای مذاکره در امری یا انجام کاری معین شده باشد” آمده است. بنابراین نماینده بودن دو وجه دارد: اول انتخاب شدن و دوم موضوع مذاکره. پس وقتی کسی به نمایندگی از کسی یا جمعی پیگیر موضوعی می شود باید موکلین او را برای همان موضوع خاص انتخاب کرده باشند، در غیر اینصورت اصل نمایندگی بلاموضوع است. گاهی مدعی نمایندگی حداقل از فرآیندی شفاف و با اجماع موکلین پیگیر امری می شود و گاهی صرفا به دلیل ذی نفع بودن و عضو جامعه بودن.

طرفه آن که در فرهنگ سیاسی جامعه ها نوع سومی از نمایندگی نیز مرسوم گردیده و از قضا صدای آنان نیز از صدای نمایندگان منتخب اکثریت جامعه بلند تر است. کسانی که در فرآیند وزن کشی سیاسی، حائز کمترین وزن می شوند اما کماکان اصرار بر نمایندگی جامعه دارند، نمایندگان خودخوانده.

روی سخنمان کلان جامعه نیست. بهانه سخن نامه ای است که تعدادی از اساتید دانشگاه زابل به نمایندگی از طرف جامعه علمی این دانشگاه نگاشته اند. نگاهی به اسامی ذیل نامه، فارغ از محتوای آن، نشان از فعالیت گروهی نماینده خودخوانده دارد. کمتر ازدو هفته قبل در دانشگاه زابل انتخاباتی برگزار گردید که در آن اعضاء هیات ممیزه بعنوان امنای علمی دانشگاه انتخاب شدند. تعدادی از افراد شاخص امضاء کننده این نامه نیز در زمره کاندیداهای هیات ممیزه بودند و جالب است ذکر شود که اکثراً فقط یک رای داشتند، یعنی نماینده خودخوانده. کس دیگری 3 رای و در بهترین وضعیت 12 رای. سئوال اینجاست که کسانی که در فرآیندهای شفاف و در انتخاباتی آزاد حتی رای یک نفر از اساتید دانشگاه نیز پشتوانه نمایندگی آنان نبوده، چگونه به یکباره در قامت نمایندگان اساتید دانشگاه کلیت دانشگاه را زیر سئوال برده، تمامی دستاوردهای مدیران، اعضاء هیات علمی دانشگاه، کارکنان شریف و دانشجویان عزیز آن را آماج حملات ناجوانمردانه قرار می دهند.

“والعاقبه للمتقین”
جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه زابل